سیاست بازپس‌گیری خیابان؛ از کنترل تا آغاز برخورد سخت

خواندن
3 دقیقه
-شنبه 1404/10/27 - 01:47
کد خبر24229
iran protest 2026

به‌نظر می‌رسد جمهوری اسلامی وارد فاز تازه‌ای از «سیاست بازپس‌گیری خیابان» شده است؛ فازی متکی بر ترکیبی حساب‌شده از حضور سازمان‌یافته حامیان، برجسته‌سازی ...

به‌نظر می‌رسد جمهوری اسلامی وارد فاز تازه‌ای از «سیاست بازپس‌گیری خیابان» شده است؛ فازی متکی بر ترکیبی حساب‌شده از حضور سازمان‌یافته حامیان، برجسته‌سازی مراسم‌های تشییع پیکرها، مذاکرات هم‌زمان در سطوح مختلف، و تداوم قطعی اینترنت. این مجموعه اقدامات، نه واکنشی مقطعی، بلکه یک استراتژی راهبردی برای کنترل، فرسایش و در نهایت خاموش‌سازی اعتراضات است.

در این چارچوب، خیابان به میدان رقابت نمادین و فضای امنیتی بدل شده است. حضور حامیان حکومت و برگزاری مراسم‌های رسمی و نیمه‌رسمی، تلاشی آگاهانه برای تغییر تصویر خیابان از فضای اعتراض به صحنه نمایش قدرت و بازتولید مشروعیت است؛ اقدامی با هدف شکستن انحصار روانی معترضان بر فضاهای عمومی.

هم‌زمان، مذاکرات آشکار و پنهان چه در سطح منطقه‌ای و چه در کانال‌های غیرعلنی بین‌المللی در جریان است. این هم‌زمانی تصادفی نیست. جمهوری اسلامی، مطابق تجربه تاریخی، خیابان و میز مذاکره را دو مسیر موازی می‌بیند: یکی برای مهار فشار داخلی، و دیگری برای مدیریت هزینه‌های خارجی و جلوگیری از ورود بحران به فاز غیرقابل‌کنترل.

تداوم قطعی اینترنت و انسداد ارتباطات ستون فقرات این استراتژی است. قطع گردش آزاد اطلاعات، هم توان سازمان‌دهی معترضان را تضعیف می‌کند و هم امکان روایت‌سازی مستقل را از جامعه می‌گیرد.

در این میان، باید به یک نکته کلیدی در سطح بین‌المللی توجه کرد: علی‌رغم توییت‌ها و مواضع تند دونالد ترامپ، نشانه‌ای از ورود سریع یا شتاب‌زده او به یک درگیری نظامی مستقیم دیده نمی‌شود. این رفتار، اتفاقی یا ناشی از تردید لحظه‌ای نیست. از ابتدا نیز روشن بود که ترامپ حتی با ادبیات تهاجمی، بدون محاسبه دقیق هزینه – فایده، بدون تضمین دستاورد ملموس، و بدون اطمینان از کنترل پیامدها، وارد جنگی پرهزینه نخواهد شد. تجربه‌های پیشین او نشان داده که «سیاست تهدید برای معامله» را به جنگ واقعی ترجیح می‌دهد.

اگر در روزهای آینده رخداد خاصی نظیر حضور گسترده‌تر و هماهنگ‌تر مردم نسبت به روزهای گذشته، یا یک اقدام نظامی یا امنیتی غیرهماهنگ و خارج از محاسبه اتفاق نیفتد، می‌توان انتظار داشت که جمهوری اسلامی به کنترل عملیاتی مبتنی بر فشار «یا به روایت خودش اقتدار» اوضاع دست یابد.

پس از آن، احتمالاً اعتراضات وارد فاز کم‌صدا اما انباشته‌تر خواهد شد: کاهش تجمعات بزرگ، افزایش کنش‌های پراکنده، نارضایتی پنهان و خشم ذخیره‌شده. خیابان ممکن است موقتاً آرام‌تر به‌نظر برسد، اما مسئله اعتراض حل نخواهد شد؛ بلکه به زیر پوست جامعه منتقل می‌شود.

در چنین سناریویی، یک تفاوت مهم با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» خودنمایی می‌کند:

با توجه به حجم گسترده دستگیری‌ها، پرونده‌سازی‌ها و اعترافات تلویزیونی، دیگر نشانه‌ای از عفو عمومی در کار نخواهد بود. برعکس، باید انتظار ورود به مرحله‌ای تازه را داشت: انبوه محاکمات، صدور احکام سنگین، و احتمالاً موج جدیدی از اعدام‌ها به‌عنوان ابزار بازدارندگی و ارعاب اجتماعی.

 آنچه اکنون در حال وقوع است، در واقع قطعه‌ای از همان «مگاپازل امنیتی نظام» است که در یادداشت‌های متعدد طی بیش از دو سال گذشته به آن اشاره شده بود که به‌نظر می‌رسد این پازل، امروز در متن همین رخدادها در حال بازتعریف و تکمیل است.

 

 از این رو، باید اندکی صبور بود و ۷۲ ساعت آینده را با دقت رصد کرد:

  اگر اتفاقی جدی رخ دهد، پرسش اصلی سطح، دامنه و پیامد آن خواهد بود؛

 و اگر رخ ندهد، می‌توان گفت که فاز اول این سناریو با موفقیت از نگاه حاکمیت به پایان رسیده است که در آن صورت، الفاتحه مع‌الصلوات.

 آنچه امروز در جریان است، نه پیروزی کامل خیابان است و نه تثبیت پایدار قدرت؛ بلکه موازنه‌ای ناپایدار و پرریسک است که با کوچک‌ترین خطای محاسباتی از هر طرف می‌تواند به فاجعه‌ای بزرگ‌تر منجر شود. خیابان شاید موقتاً بازپس گرفته شود، اما خون‌های ریخته‌شده، پرسش‌های بی‌پاسخ و مسئولیت‌های فراموش‌نشدنی باقی خواهند ماند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام
باید خواند