۲۷ مرداد ۱۳۳۲۱۳۳۲
تهران در آستانه سقوط؛ آخرین روز قبل از کودتای ۲۸ مرداد

در ۲۷ مرداد ۱۳۳۲، تهران بوی باروت میداد. همه میدانستند چیزی در راه است، اما نمیدانستند دقیقاً چه.
مصدق هنوز در قدرت بود، اما نیروهای نظامی در خیابانها کمکم داشتند جمع میشدند. روزنامهها یا سکوت کرده بودند یا تیترهای مبهم میزدند. مردم در کافهها و میدانها جمع میشدند و زمزمه میکردند: «فردا چه میشود؟»
آن روز، آخرین روزی بود که هنوز میشد امیدوار بود قانون پیروز میشود. آخرین روزی که هنوز مصدق در خانهاش بود و دستور میداد.
آخرین روز قبل از اینکه همهچیز عوض شود. فردا، ۲۸ مرداد، تانکها به خیابانها ریختند و دولت مصدق سقوط کرد. اما ۲۷ مرداد، روزِ ابهام بود. روزِ آخرین نفسهای یک دولت قانونی.