خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آبان ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 15:46کد خبر27073

تا ساعت نه صبح در خانه مطالعه مى کردم. شوراى سرپرستى صداوسیما جلسه داشت. درباره جلوگیرى از پخش فیلم هایى که تشویق به کارهاى ضددولتى و تخریب و مخفى کارى مى کند، تصمیم گیرى شد. مسئولان شبکه دوم سیما آمدند و گزارش کار دادند. تصمیم گرفتیم با همکارى

تا ساعت نه صبح در خانه مطالعه مى کردم. شوراى سرپرستى صداوسیما جلسه داشت. درباره جلوگیرى از پخش فیلم هایى که تشویق به کارهاى ضددولتى و تخریب و مخفى کارى مى کند، تصمیم گیرى شد. مسئولان شبکه دوم سیما آمدند و گزارش کار دادند. تصمیم گرفتیم با همکارى دانشگاه ها و وزارتخانه آموزش و پرورش، درس هایى از شبکه دوم پخش شود که پس از مدتى از این درس ها امتحان به عمل آید. ناهار را مهمان آقاى دعاگو بودیم.

عصر، خانم دکتر خواجوى آمد و درباره تبعیض قائل شدن در مورد ارز دخترش - که در آمریکا تحصیل مى کند - گله داشت.

گزارش ها را آوردند، خواندم. بوق هاى تبلیغاتى دشمنان ما، درباره کشته شدن هفت اسیر عراقى در اردوگاه اسرا در گرگان، سروصدا به راه انداخته اند. چند روز قبل، هنگام بازدید مأموران صلیب سرخ [از اردوگاه ها]، بین اسراى بعثى و اسراى مسلمان توبه کرده، درگیرى شده و چند نفر کشته و زخمى شده اند و این حادثه با دخالت پاسداران خاتمه یافته است. آقاى [کمال] خرازى [رییس ستاد تبلیغات جنگ] در مورد مصاحبه نماینده وزارت امور خارجه و توضیح واقعه ارودگاه اسرا مشورت کرد؛ موافقت کردم.

شب، آقاى [على اکبر] محتشمى [سفیر ایران در سوریه] آمد. مدتى در آلمان معالجه کرده است؛ دست مصنوعى گذاشته و دو بار، گوش ها را عمل کرده و اکنون نسبتاً سالم است. فردا به سوریه مى رود. درباره مسایل جنگ و سوریه و مذاکره غیررسمى با نماینده مخصوص فرانسوا میتران [رییس جمهور فرانسه] که بنا است به سوریه و لبنان و... بیاید، صحبت شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا