خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آبان ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 15:46کد خبر27072

در منزل ماندم. استراحت و مطالعه کردم. مهدى و یاسر براى یادگیرى اسب سوارى رفتند. آقاى [موسوى] اردبیلى نمازجمعه را اقامه کردند. با آقاى [آیت الله] خامنه اى تلفنى صحبت کردم؛ راجع به درخواست آقاى دهدشتى از آبادان مبنى بر اینکه به نحوى جلوى اصابت گلوله هاى عراق

در منزل ماندم. استراحت و مطالعه کردم. مهدى و یاسر براى یادگیرى اسب سوارى رفتند. آقاى [موسوى] اردبیلى نمازجمعه را اقامه کردند. با آقاى [آیت الله] خامنه اى تلفنى صحبت کردم؛ راجع به درخواست آقاى دهدشتى از آبادان مبنى بر اینکه به نحوى جلوى اصابت گلوله هاى عراق به آبادان را بگیریم. قرار شد وزارت خارجه به سازمان ملل در مورد نقض قرارداد نزدن شهرها از طرف عراق، اخطار کند و در مورد تهدید به مقابله به مثل، براى حمایت از کشتى هاى نفتکش که از خارک بارگیرى مى کنند، هم مذاکره کردیم؛ مخصوصاً با استفاده از رادار بهبهان که اخیراً با همت کارشناسان مان فعال شده است. رادارهاى A.D.S.4، آمریکایى است که از دوره قبل از انقلاب به جا مانده است و کارشناسان ایرانى، آنها را راه اندازى کرده اند.

عصر، [از تلویزیون] یک فیلم تماشا کردم. موضوع فیلم از برخورد انقلابیون شیلى با حکومت نظامى حکایت داشت، به نظرم رسید به نوعى تشویق به خرابکارى دارد. احمدآقا هم، تلفنى همین نظر را ابراز کرد. آقاى [شیخ على اصغر] مروارید هم، تلفنى براى در اختیار گرفتن ساختمان خرم براى مجموعه فرهنگى زیر نظر خود، تأکید کرد؛ قبلاً نامه اى نوشته و از امام تقاضاى آن را کرده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا