تمام امروز را در منزل بودم و مطالعه، بیشتر وقتم را پر کرد. قدم زدن در حیاط خانه و انجام بعضى از کارها با تلفن هم داشتم. ناهار را طبق معمول از دفتر امام آوردند. عصر و شب هم تلویزیون تماشا کردم. برنامه هاى سرگرمى نوروز، در مجموع نسبتاً خوب بود؛ هنرمندان
تمام امروز را در منزل بودم و مطالعه، بیشتر وقتم را پر کرد. قدم زدن در حیاط خانه و انجام بعضى از کارها با تلفن هم داشتم. ناهار را طبق معمول از دفتر امام آوردند. عصر و شب هم تلویزیون تماشا کردم. برنامه هاى سرگرمى نوروز، در مجموع نسبتاً خوب بود؛ هنرمندان دوران طاغوت، کم کم با انقلاب خو مى گیرند.
آقاى [محسن] رضایى از جبهه اطلاع داد که امروز هم دشمن، بمب شیمیایى به کار برده است. مى خواست که آستان قدس [رضوى] براى کارهایشان، چند خانه در هویزه در اختیار آنها بگذارد. از طرف نمایندگان و وزارت کشور هم، درباره حوزه هایى که بیش از تعداد مورد نیاز، نامزد ندارد، تلفن هاى مکرر شد. گفتم ظاهر قانون، جواز انجام انتخابات است. از اول شب، باران شروع به باریدن کرد. گزارش هاى تلکس ها را آوردند؛ مطلب مهمى نداشت.
فائزه، آخر شب، تلفنى اطلاع داد که فردا با حمید به رفسنجان خواهند رفت. گفتم در آنجا اگر لازم دیدید، از شهربانى و یا سپاه بخواهید که برایتان محافظ بگمارند. آقاى هادى خامنه اى هم تلفن کرد؛ از حزب [جمهورى اسلامى] مشهد، آقاى [عباس واعظ] طبسى [تولیت آستان قدس رضوى]، برادرش رییس جمهور و کمى هم از من، گله داشت که در انتخابات از ایشان حمایت نکرده اند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام