خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 15:14کد خبر26816

تا ساعت ده ونیم صبح، در منزل براى خطبه هاى نمازجمعه، مطالعه مى کردم. به رفسنجان هم تلفن زدم و احوال خانواده را پرسیدم. ساعت یازده به دانشگاه تهران رسیدم. دو خطبه را یکى درباره عدالت اجتماعى اسلام در زمینه مبارزه با تبعیض نژادى در دنیا و دیگرى را در مورد

تا ساعت ده ونیم صبح، در منزل براى خطبه هاى نمازجمعه، مطالعه مى کردم. به رفسنجان هم تلفن زدم و احوال خانواده را پرسیدم. ساعت یازده به دانشگاه تهران رسیدم. دو خطبه را یکى درباره عدالت اجتماعى اسلام در زمینه مبارزه با تبعیض نژادى در دنیا و دیگرى را در مورد مسایل روز جنگ، عملیات خیبر، [به کارگیرى] پل شناور در جزایر مجنون، اقدامات عناصر ضدانقلاب در خارج از کشور، معیارهاى انتخاب نماینده مجلس و کاربرد سلاح شیمیایى ایراد کردم. احساس تب خفیفى دارم. دیشب شوفاژ خانه، گازوییل تمام کرده و خانه سرد شده بود.

عصر، آقاى دکتر [عبدالله] جاسبى آمد. گزارشى از وضع دانشگاه آزاد اسلامى و حزب جمهورى اسلامى داد و در مورد انتقاداتى که به ایشان متوجه کرده اند، از خود دفاع کرد. تذکرات و نظراتى دادم. حمید لاهوتى و فائزه هم آمدند. فائزه، شام درست کرد. از حمید، راجع به وضع بهدارى رفسنجان، اطلاعاتى گرفتم.

شب، با قرارگاه نجف تماس گرفتم؛ وضع شان خوب است. گفتند امروز دو هواپیماى عراقى را ساقط کرده اند؛ یکى در جزیره [مجنون] و دیگرى در هور. با نخست وزیر، تلفنى صحبت کردم و خواستم که به آقاى [سیدکمال] خرازى اطلاع دهند تا از خبرنگاران خارجى، براى دیدن جزایر مجنون، دعوت کنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا