خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 21:19کد خبر26938

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، در دفترم کار کردم. صبح و عصر، جلسه [مجلس] خبرگان داشتیم. مطلب مهمى در دستور نیست. بیشتر سخنرانان قبل از دستور، از عدم اهتمام به شأن خبرگان گله داشتند و خواستارِ وارد شدن در مسأله وظایف اصلى - که شناختن افراد صالح براى رهبرى و

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، در دفترم کار کردم. صبح و عصر، جلسه [مجلس] خبرگان داشتیم. مطلب مهمى در دستور نیست. بیشتر سخنرانان قبل از دستور، از عدم اهتمام به شأن خبرگان گله داشتند و خواستارِ وارد شدن در مسأله وظایف اصلى - که شناختن افراد صالح براى رهبرى و آمادگى براى تعیین رهبر پس از امام - بودند. بالاخره عصر، ماده واحده اى به تصویب رسید که کمیسیونى مرکب از 15 نفر براى بررسى افراد صالح براى [جانشین] رهبرى تعیین شود.

عصر، آقاى [محمدصادق] حائرى شیرازى به دفترم آمد. راجع به انتخابات شیراز و کناره گیرى از امامت جمعه شیراز، به منظور پرداختن به کار فکرى مشورت کرد. آقاى طاهرى شمسى هم راجع به لزوم آمادگى براى معرفى رهبر بعد از امام، تأکید نمود.

شام را مهمان آقاى [محمدتقى] فلسفى بودم. چند نفر از وعاظ را هم دعوت کرده بودند. بیشتر صحبت ها، درباره وضع روحانیون بعد از انقلاب بود. مى خواستند بگویند که بخشى از مردم زده شده اند و من بیشتر روى وفادارى اکثریت مردم تکیه کردم و از آراى زیاد روحانیون در انتخابات، قرینه آوردم. [وعاظ] از خلوتى مساجد مى نالیدند که گفتم مراکز دینى که با روحیه توده مردم مناسبت دارد، شلوغ است؛ مثل نمازهاى جمعه و جامعه الصادق و.... دیروقت به خانه آمدم. خانواده «حسین امین» آمده بودند و براى آزادى او از زندان، کمک مى خواستند؛ بى جهت بازداشت کرده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا