خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 21:19کد خبر26937

ساعت هشت صبح، جلسه [مجلس] خبرگان شروع شد. مطلب مهمى در دستور نداشتیم. بعضى ها از اعلان دعوت به حج از طرف سعودى ها، ابراز رضایت مى کردند و بعضى ها هم نگرانِ تمایل به صلح و نزدیکى با ارتجاع بودند. عصر، در جلسه حزب [جمهورى اسلامى] شرکت کردم. بعد از

ساعت هشت صبح، جلسه [مجلس] خبرگان شروع شد. مطلب مهمى در دستور نداشتیم. بعضى ها از اعلان دعوت به حج از طرف سعودى ها، ابراز رضایت مى کردند و بعضى ها هم نگرانِ تمایل به صلح و نزدیکى با ارتجاع بودند. عصر، در جلسه حزب [جمهورى اسلامى] شرکت کردم. بعد از جلسه، با حضور رییس جمهور و نخست وزیر و وزیر امور خارجه، درباره کیفیت مذاکرات با [آقاى سعودالفیصل] وزیر امور خارجه عربستان سعودى، در ارتباط با جنگ مشورت کردیم.

آقاى [محسن] رضایى و آقاى [على] صیاد شیرازى از جبهه آمدند. گزارش وضع جبهه را دادند و خبر از عوض شدن برنامه عملیات آینده دادند که با هم تبادل نظر کردیم؛ خواستند که من هم در چند روز آینده به قرارگاه بروم. به آنها گفتم من شخصاً فشارى بر شما نمى آورم، خودتان جواب اعتراضات تأخیر را بدهید.

شب به مجلس رفتم و در آنجا ماندم. گزارش ها را خواندم. کار مهمى نداشتیم. قرار بود، روز سه شنبه [اعضاى مجلس] خبرگان با امام ملاقات کنند. احمدآقا اطلاع داد، امام کمى احساس ناراحتى کرده اند و پزشکان استراحت داده اند و ملاقات ها را تا یک هفته لغو کرده اند. این خبر باعث ناراحتى خبرگان شد و بعضى ها نظر مى دادند به خاطر تشکیل گروه تحقیق در اجراى اصل 111 [قانون اساسى]، امام عکس العمل نشان داده اند؛ ولى مطلب این نیست؛ همان کسالت است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا