اذان صبح بیدار شدیم. بعد از نماز، خاطرات را نوشتم. آقایان سنجقى و دکتر روحانى درباره عملیات نظراتى ابراز کردند. با فرماندهان لشکرها و قرارگاه هاى سپاه از ساعت هشت ونیم تا دوازده ونیم جلسه داشتیم. عده اى از آنها عملکرد خودشان در عملیات گذشته و مأموریت شان
اذان صبح بیدار شدیم. بعد از نماز، خاطرات را نوشتم. آقایان سنجقى و دکتر روحانى درباره عملیات نظراتى ابراز کردند. با فرماندهان لشکرها و قرارگاه هاى سپاه از ساعت هشت ونیم تا دوازده ونیم جلسه داشتیم. عده اى از آنها عملکرد خودشان در عملیات گذشته و مأموریت شان را در عملیات آینده و نظرشان را درباره آن گفتند.
بعد از نماز و ناهار و استراحت از ساعت دوونیم بعد از ظهر تا مغرب، جلسه به همین وضع ادامه یافت و شب نیز از ساعت هفت، جلسه را ادامه دادیم. از نظرات فرماندهان درباره عملیات مورد نظر به جایى نرسیدیم و سرانجام با اتکا به اظهارات آنها و به ناچار، خودم تصمیم گرفتم و دستور انجام عملیات را دادم و براى دو عملیات بزرگ زمان تعیین کردم.
با اینکه قبلاً حرف داشتند، پس از صدور حکم، معمولاً از برخورد قاطع و بریده شدن قضیه خوشحال شدند. اگر به نظر خودشان واگذار شده بود، امکان تصمیم گیرى نبود.
سپس مسئولان مهندسى جنگ آمدند. نیاز شدید به کمپرسى دارند. قرار شد روى آن تأکید کنیم. براى رفتن به تهران مشورت کردیم. بالاخره قرار شد با اتومبیل برگردیم. به تهران اطلاع دادیم که من براى نمازجمعه به تهران نمى رسم. آقاى [آیت الله] خامنه اى، آقاى موسوى اردبیلى را براى نمازجمعه، از قم برگرداندند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام