اذان صبح بیدار شدم. اخبار را گرفتم و گزارش ها را خواندم. در جلسه فرماندهان لشکرها و قرارگاه شرکت کردم. آنها توضیحات مانور واحدهای خود را در عملیات آینده دادند و موارد بررسی شد. جلسه تا ظهر طول کشید . ساعت سه مجدداً فرماندهان لشکرها آمدند و نیازهای
اذان صبح بیدار شدم. اخبار را گرفتم و گزارش ها را خواندم. در جلسه فرماندهان لشکرها و قرارگاه شرکت کردم. آنها توضیحات مانور واحدهای خود را در عملیات آینده دادند و موارد بررسی شد. جلسه تا ظهر طول کشید . ساعت سه مجدداً فرماندهان لشکرها آمدند و نیازهای خودشان را گفتند. آنها مدعی اند امکانات کشور آن طور که باید و شاید صرف جنگ نمی شود. پس از بحث به نتایجی رسیدیم.
بعد از نماز مغرب آقای علی هاشمی فرمانده قرارگاه نصرت - منطقه هور و جزایر مجنون - آمد و توضیحی درباره کارهای مهندسی و دفاعی جزیره داد. آنها قسمت مهمی از هور را خشک کرده اند و این کار باز هم ادامه دارد. کمبودهای کمپرسی و آتش پدافند و سهمیه مهمات را گفت.
آخر شب با آقایان محسن رضایی، رحیم صفوی و روحانی درباره تداوم عملیات در شمال و محورهای قابل پیشرفت مذاکره کردیم و به نتایج خوبی رسیدیم . آخر شب - گزارش ها را خواندم و دیر وقت خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام