خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 16:26کد خبر28333

ساعت پنج صبح در اندیمشک بیدارم کردند. در هفت تپه نماز صبح را خواندیم و پیاده شدیم و با ماشین به اهواز آمدیم. مه غلیظی همه جا را فرا گرفته بود. ساعت هشت صبح به محل گلف وارد شدیم. بعد از صبحانه، با حضور فرماندهان قرارگاه کربلا و آقای رحیم صفوی، عملیات

ساعت پنج صبح در اندیمشک بیدارم کردند. در هفت تپه نماز صبح را خواندیم و پیاده شدیم و با ماشین به اهواز آمدیم. مه غلیظی همه جا را فرا گرفته بود. ساعت هشت صبح به محل گلف وارد شدیم.

بعد از صبحانه، با حضور فرماندهان قرارگاه کربلا و آقای رحیم صفوی، عملیات آینده را بررسی کردیم که تا ظهر طول کشید . ظهر آقای محسن رضایی آمد. او با جلال طالبانی مذاکره کرده بود . عصر [فرماندهان] قرارگاه رمضان آمدند. مذاکرات با طالبانی ها را برای شرایط همکاری در جنگ گفتند. آنها نگرانند که در صورت ختم جنگ از طریق سیاسی، در مقابل صدام تنها بمانند و یا در حکومت آینده عراق وضع درستی نداشته باشند. می خواهند ضمن پیمانی، آینده خودشان را تضمین کنند و نیز درباره تشکیل دولت در تبعید عراق و ارتش اسلامی عراق هم طرح هائی ارائه کردند که قرار شد با روîسای قوا مذاکره و جواب هرسه موضوع داده شود.

شب [فرماندهان[قرارگاه]دریایی] نوح آمدند و برنامه عملیات خودشان را گفتند؛ خیلی نپسندیدم، ولی به کلی نفی نشد. قرار شد تعدیل هایی در آن شود. گزارش ها را خواندم. کشتی زدن ها در خلیج فارس شدت یافته است .

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا