30 آذر 1373
[آقای خالد محمود]، سفیر جدید پاکستان آمد. خیلى پُرحرف است و نطق خیلى طولانى هم داشت. [آقای خواجهاف ارکیننایت]، سفیر اُزبکستان آمد. اولین سفیر است و هنوز سفارتخانه ندارند؛ هر دو براى تقدیم استوارنامه آمدند و حرف ها معمولى و تشریفاتى بود. آقا…
29 آذر 1373
[آقای کوتی ابو]، سفیر کشور چاد براى تقدیم استوارنامه آمد. یک پایش مصنوعى است و با عصا و لنگان راه مى رود. علت را پرسیدم، گفت در جنگ هاى آزادیبخش کشورش که با قواى فرانسه مى جنگیده اند، پای خود را از دست داده است. دربارة توسعه روابط و وضع چاد…
28 آذر 1373
آقاى [علی اکبر] مسعودی[خمینی]، متولى حرم حضرت معصومه (س) آمد. گزارش خدماتش در آستانه را داد و جریان انتخاب مراجع در جامع همدرسین و اختلاف نظرها را تعریف کرد و براى سرعت در ساخت اطراف حرم استمداد کرد. [آقای گلمحمد الیاسی]، نماینده ورزقان آمد…
27 آذر 1373
ساعت هفت و نیم ، مطابق معمول به سوى دفترم حرکت کردم. تا ساعت نُه و نیم صبح، کارها انجام شد. آقاى [سید محمد] غرضى، [وزیر پُست و تلگراف و تلفن] آمد. گزارشى از روند کار خرید ماهواره و توسعه تلفن ها و موبایل و مناقصه تعداد پنج میلیون سوئیچ تلفن…
26 آذر 1373
پیش از ظهر به مانِژ اسبسوارى رفتیم. براى اولین بار، مقدارى اسبسوارى کردم. ابتدا چهار نعل دواندم. توصیه این بود که در دفعات اول، از یورتمه استفاده شود؛ چون از سابقه الاغسوارى زیاد در دوران کودکى برخوردار بودم، مشکل حفظ تعادل در حال سوارى را …
25 آذر 1373
اول وقت، به منظور بازدید از وضع آرامش و امکانات نظامى و طرح هاى عمرانى جزیره ابوموسى، با هواپیماى فوکر 100به سوى این جزیره پرواز کردیم. مراسم استقبال نظامى انجام شد. تیمسار [علی] شمخانى، [فرمانده نیروی دریایی ارتش] و [آقای نعیمآبادی]، امام …
24 آذر 1373
تا ساعت هشت صبح به خبرها گوش دادم. حوادث چچن و تجاوز روسیه در صدر است. بعد از کمى ورزش و قدم زدن در ساحل و صرف صبحانه، براى دیدن پروژه هاى جدید کیش حرکت کردیم و از منطقه ساحل شرقى جزیره که بهترین قسمت ساحل است، بازدید نمودیم؛ در جریان ساخت …
23 آذر 1373
با هلى کوپتر به قم پرواز کردیم. مراسم استقبال در پادگان سپاه انجام شد. یکسره به حرم رفتیم. زیارت و نماز و فاتحه براى مرحوم اراکى و علماى دیگر انجام شد. آقایان [علیاکبر] مسعودی، [تؤلیت آستان حضرت معصومه(س)]، پسر و داماد آقاى اراکى هم بودند. …
22 آذر 1373
در گزارش ها، حمله نظامى روسیه به جمهورى چچن مورد توجه است. بعد از نماز صبح تا ساعت شش، آخرین متن نطق تقدیم بودجه را خواندم و به دفترم رفتم. آقاى زنجانى آمد و آخرین اصلاحات انجام شد. ساعت نُه صبح به مجلس رفتیم. نمایندگان استقبال گرمى کردند. …
21 آذر 1373
[آقای محمدرضا نعمتزاده]، وزیر صنایع آمد. براى تسهیل افتتاح اعتبارات ارزى صنایع و تسهیلات در استفاده از ارزهاى صادراتى با اصلاح مصوبات کمیته بند 3 و اجازه صادرات به بعضى از تولیدات که اخیراً براى پایین آوردن قیمت هاى گزاف صادر کردن آنها منع …
20 آذر 1373
بعد از نماز صبح، کارها را انجام دادم. ساعت نُه و نیم صبح، وزیر و مدیران وزارت معادن و فلزات آمدند. آقاى محلوجى گزارش داد. من در صحبت مفصلى از خدمات ایشان و مدیران تشکر کردم و توضیح دادم. به خاطر مطرح بودن استیضاح آقاى محلوجى در مجلس، براى ت…
19 آذر 1373
دیشب گاز نداشتیم و مشعل شوفاژ خاموش بود. بخشى از خانه را با فن کوئل هاى دوکاره - سرد و گرم- گرم نگه داشتیم. ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ساعت نُهونیم براى مراسم شروع هفتهکتاب، به تالار وحدت رفتم. آقاى [احمد] مسجدجامعى، [معاون وزیر ارشاد] گز…
18 آذر 1373
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه شرح زندگى شیخ مرتضى انصارى و آن قطعه تاریخ ایران گذشت؛ براى آمادگى جهت صحبت در کنگره شیخ. نکات جالبى در وضع روحانیت در آن مقطع و وضع حوزه هاى علمیه نجف، اصفهان، کاشان، تهران، مشهد، سبزوار، بروجرد، دزفول، کر…
17 آذر 1373
از منزل به مؤسسه زلزله شناسى و مهندسی زلزله رفتیم. آقاى [محسن غفوری] آشتیانى، رییس مؤسسه توضیحاتى داد و از آزمایشگاه ها بازدید کردیم و صحبت کوتاهى براى پرسنل نمودم. به دفترم رفتم. آقاى زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و معاونان آمدند. آ…
16 آذر 1373
از منزل به ورزشگاه آزادی رفتیم. به مناسبت روز دانشجو، دانشجویان بسیجى علوم پزشکى اجتماع داشتند. حدود ده هزار نفر بودند و اجتماع با شکوهى بود. نصف آنها را دختران تشکیل مى دادند. آقایان دکتر [علیرضا] مرندی، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] …
15 آذر 1373
در گزارش ها، کنفرانس امنیت اروپا با حضور پنجاه رییس کشور در بوداپست مهم است. روسیه و سران اروپای غربی و آمریکا، بر سر پیوستن کشورهاى عضو ورشو سابق به ناتو اختلاف دارند و روسیه مخالف است. در مورد جنگ بوسنى هم تصمیم درستى نگرفتند. [آقای بیژن …
14 آذر 1373
دیشب اولین برف زمستانى در تهران بارید و تا ساعتى از روز هم ادامه داشت. در مسیر دفتر، به خاطر عدم آمادگى اتومبیل ها و لغزندگى خیابان، خیلى معطل شدیم. اولین ملاقات هم که [آقای عبدالکبیر العلویالمدغری]، وزیر فرستاده پادشاه مراکش بود، به همین د…
13 آذر 1373
دیشب رعد و برق و باران داشتیم. ساعت نُه و نیم صبح، مدیران شرکت هاى بیمه آمدند. آقاى [عبدالناصر] همتى، [رییسکل بیمه مرکزی] گزارش داد. من هم در مورد تصویب بیمه و توسعه آن صحبت کردم. دکتر [محمدرضا] عارف آمد؛ نامزد ریاست دانشگاه تهران است. دکتر…
12 آذر 1373
تا ساعت نُه ونیم صبح، در دفترم کارها انجام شد. سپس براى شرکت در جلسه ختم مرحوم اراکى که از طرف رهبرى برپا بود، به مسجد شهید مطهرى رفتیم. قبل از آمدن ایشان، من جلسه را ترک کردم؛ معمولاً سعى مى کنیم، در اینگونه جلسات همزمان نباشیم به خاطر مسا…
11 آذر 1373
در منزل بودم. با استراحت، کسالت دیشب رفتهرفته رفع شد. مقدارى وقت به خواندن گزارش ها و بولتن ها و مقدارى به قدم زدن در حیاط کوچک خانه گذشت. در نمازجمعه امروز تهران، آقاى [احمد] جنتی، صریحاً روى مرجعیت آیتالله خامنه اى تبلیغ و تأکید کرد که با…
10 آذر 1373
با هلى کوپتر براى بازدید صنایع نظامى و افتتاح چند طرح جدید به پارچین رفتیم. مهدی هم همراه بود. در راه، آقاى ساوه توضیحات داد. گزارش هاى کلى را در جلسه توجیهی، از زبان آقاى کیانى، رییس ساصد، [= سازمان صنایع دفاع] و آقاى ساوه، [مدیر صنایع شیم…
9 آذر 1373
تلفنى با [آقای ابوالحسن مصلحی]، فرزند آیت الله اراکى در بیمارستان صحبت کردم و تسلیت دادم. گفت قرار گذاشته اند که تشییع جنازه را به فردا موکول کنند. موافق نبودم و تلفنى با آیتالله خامنه اى در این خصوص مشورت کردم. ایشان هم نظرشان مثل من، مخال…
8 آذر 1373
مدیران معاونتویژه وزارت اطلاعات آمدند. آقاى [سیدرضا] فلاح، [= صالحی امیری]، گزارش کار داد. برایشان نصیحت و دربارة اعتدال و تشویق به کار صحبت کردم. شوراى عالى استاندارد جلسه داشت. گزارش عملکرد مطرح شد و استاندارد اجبارى را براى ملامین و محصو…
7 آذر 1373
آقاى [مسعود روغنی] زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و معاونان، براى کسبنظر من، در خصوص ارقام بودجهسال 1374 آمدند. در برنامهمصوب مجلس احکام و تکالیفی تصویبشده، بدون اینکه منابع موردنیاز دیده شود و در آن تناقض وجوددارد. راهحل هایى ارایهدا…
6 آذر 1373
ساعت نهُونیم صبح، بچه هاى بسیجى آمدند. اهدایجوایز و صحبت دلگرمکننده ام براى بسیجیان به مناسبت هفته بسیج انجام شد. امام جمعه تربتحیدریه، وقت ملاقات داشت که نرسید. ستاد تنظیم بازار جلسه داشت. سیاست ها و شیوه هاى اجرایى و آیین نامه فروشگاه هاى…
5 آذر 1373
دیشب بارها با صداى باران و تگرگ و رعد و برق بیدار شدیم. کثرت آب باران، مشکلاتى براى جنوب تهران ایجاد کرد که مأموران شهردارى تا صبح مشکل را رفع کردند. براى افتتاح نمایشگاه آثار هنرى زنان هنرمند، از خانه به محل سازمان میراث فرهنگى رفتیم. عفت …
4 آذر 1373
امروز در خانه بودم. عفت براى مراسم سپاه پاسداران به مناسبت هفته زن رفت. ظهر بچه ها جمع بودند. تقریباً یکسره تا شب و این لحظه – ساعت دهونیم- باران داشتیم. ظهر بچه ها جمع بودند. در چند نقطه کشور سیل داشتیم. با مطالعه گزارش ها، قسمتى از وقت گر…
3 آذر 1373
مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. دو مورد در دستور داشتیم: تفسیر مصوبه اى در خصوص اراضى اوقاف که به دیگران واگذار شده و دیگری اجازه ادامه تصرف خوابگاه هاى دانشجویى استیجارى تا سه سال دیگر که هر دو تصویب شد. بعد از جلسه، دکتر [حسن] روحانى، [د…
2 آذر 1373
دیشب باران زیادی بارید. بارها با صداى باران که روى برگ هاى خزانزده پاییزى در بالکن جمع شده، بیدار شدم. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییسجمهور] آمد. در مورد بقیه مهاجران جنگ تحمیلى که تا دو سال آینده، همه را برگردانند و کار بنیاد [امورمهاجرین…
1 آذر 1373
در گزارش ها، حمله هواپیماهاى ناتو به فرودگاهى از صرب ها قابل توجه است. تا ساعت نُه صبح در منزل بودم. فاطى و فرزندش على هم آمدند که با هم به دانشگاه [علوم پزشکی] شهید بهشتى برویم. عمامه ام را براى بهتر بستن، باز کردم؛ على گفت «کلاه بابا مرتب…