خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آذر ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 23:03کد خبر31941

[آقای کوتی ابو]، سفیر کشور چاد براى تقدیم استوارنامه آمد. یک پایش مصنوعى است و با عصا و لنگان راه مى رود. علت را پرسیدم، گفت در جنگ هاى آزادیبخش کشورش که با قواى فرانسه مى جنگیده اند، پای خود را از دست داده است. دربارة توسعه روابط و وضع چاد صحبت شد. گفت 55

[آقای کوتی ابو]، سفیر کشور چاد براى تقدیم استوارنامه آمد. یک پایش مصنوعى است و با عصا و لنگان راه مى رود. علت را پرسیدم، گفت در جنگ هاى آزادیبخش کشورش که با قواى فرانسه مى جنگیده اند، پای خود را از دست داده است. دربارة توسعه روابط و وضع چاد صحبت شد. گفت 55 درصد مردم مسلمان و 35 درصد مسیحى و ده درصد با عقاید دیگرند. روابطشان با سودانى ها خوب است.

[آقای واهان بایبوردیان]، سفیر ارمنستان براى تقدیم استوارنامه آمد. نطقش را به زبان فارسى ایراد کرد. دربارة همکارى ها صحبت شد و از اهمیت نقش ایران در زندگى ارامنه گفت. تأکید کردم که پس از حل مشکل جنگ قره باغ، روابطمان توسعه مطلوب خواهد یافت.

آقاى میرسلیم براى دستور شوراى عالى انقلاب فرهنگى و تصویب آیین نامه دبیرخانه شورا آمد.آقاى [سیدمنصور] رضوى آمد و براى پذیرش کار دیگر اظهار آمادگى کرد و اقدام دولت براى کنترل قیمت ها را تحسین نمود.

دکتر [حسن] حبیبى آمد. دربارة میهمانسراى دولت و مسایل مجلس و رهبرى و دولت و ضرورت تقویت قوه اجرایى و کمک به استان اردبیل صحبت شد. عصر شرکتکنندگان در کنفرانس پنجم خلیج فارس آمدند. دکتر ولایتى گزارش داد. من هم دربارة ضرورت پاسدارى از ثبات و امنیت منطقه و اینکه عامل ثبات، خودمان باید باشیم و نه ارتش هاى بیگانه، صحبت کردم.

تا ساعت نُه شب، کارها را انجام دادم و به خانه آمدم. آقاجلال، هندوانه گرفته بود که براى شب یلدا استفاده کردیم. بعد از گذشت چند روز از اسب سوارى، هنوز عضلات کوفته شده، درد دارد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا