خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آذر ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 23:01کد خبر31940

آقاى [علی اکبر] مسعودی[خمینی]، متولى حرم حضرت معصومه (س) آمد. گزارش خدماتش در آستانه را داد و جریان انتخاب مراجع در جامع همدرسین و اختلاف نظرها را تعریف کرد و براى سرعت در ساخت اطراف حرم استمداد کرد. [آقای گلمحمد الیاسی]، نماینده ورزقان آمد و براى عمران منطقه

آقاى [علی اکبر] مسعودی[خمینی]، متولى حرم حضرت معصومه (س) آمد. گزارش خدماتش در آستانه را داد و جریان انتخاب مراجع در جامعه مدرسین و اختلاف نظرها را تعریف کرد و براى سرعت در ساخت اطراف حرم استمداد کرد. 

[آقای گلمحمد الیاسی]، نماینده ورزقان آمد و براى عمران منطقه استمداد کرد. نماینده آبادان آمد؛ پیشنهادهای غیرقابلقبولى داشت که به آقاى میرزاده ارجاع شد. آقاى میرزاده آمد. گزارش بازسازى و جمع کردن بسیارى از دفاتر بنیاد مهاجران جنگ را داد و گله زیادی از آقاى زنجانى، [رییس سازمانبرنامه وبودجه]، به خاطر تأخیر در پرداخت ها داشت. گزارش کار دانشگاه کیش را نیز ارایه کرد و براى تکمیل مرکز تحقیقات پلیمرى و کمک به مسایل رفاهى دانشجویان استمداد نمود.

آقاى صادق خرازى، [معاون نماینده دائم ایران در سازمان ملل] آمد و گزارش خدماتشان در آمریکا و موفقیت تلویزیون آفتاب و روزنامه اطلاعاتبین الملل را داد گزارشی هم از وضع خانواده و تنبیه دو برادر افراطیاش که منجر به تعطیلی حزبالله قم و تندروى هاى آقامیر در دانشگاه و معتدل شدن آنها شده است، ارایه کرد.

عصر تا ساعت نُه شب، کارها را انجام دادم و به خانه آمدم. باران مى بارید. عفت منزل دایى خودش، آسید محسن طباطبایى رفته بود که گویا سکته ناقص کرده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا