20 أبريل 1994
با یاسر در مورد دانشگاهش صحبت کردم؛ معلوم شد مشکلاتى دارد که قرار شد ظهر به دفتر بیاید. [آقایان کیمیونگآل و آسترگولیا]، سفیران کره جنوبى و آلبانى براى تقدیم استوارنامه آمدند. دکتر [سیدمحمدعلی]هادی، سفیرمان در عربستان سعودی، گزارش مذاکرات
19 أبريل 1994
مدیران وزارت جهاد سازندگى آمدند. آقاى [غلامرضا] فروزش، [وزیر جهاد سازندگی]، گزارش عملکرد جهاد در بخش هاى مختلف را داد و من از خدمات ارزنده جهاد قدردانى کردم و به تداوم حمایت هاى همه جانبه اطمینان دادم. عقد ازدواج برادر یکى از پاسدارانم را ب…
18 أبريل 1994
تب ندارم. بعد از استحمام و صرف صبحانه ، براى شرکت در مراسم روز ارتش، به سوى میدان آزادی حرکت کردیم. فرماندهان جمع بودند. مراسم شروع شده بود. سخنرانىکوتاه تشویق آمیزی براى ارتشیان نمودم. قسمت اعظم رژه را گرفتم. مانور فرود چتربازان و هواپیماه…
17 أبريل 1994
امروز هم تب و کسالت ادامه داشت. در خانه ماندم. وقت بیشتر به استراحت گذشت و معمولاً روى تختخواب. عصر سعید [لاهوتی] آمد و آمپول پنى سیلین تزریق کرد. تا آخر شب، تب خیلى کم شد و توانستم راحت تر بخوابم. امروز کمى باران بارید. در گزارشها، مسأله گ…
16 أبريل 1994
آقاى [مصطفی] میرسلیم، [دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی]، براى برنامه شوراى عالى انقلاب فرهنگى آمد. گفت بعد از معالجه آقای [هادی] پرورنده، حالش بهتر است. قرار شد تیمى براى بررسى همه جانبه تشکیل دهد. آقاى [محمدعلی] زم، [رییس حوزه هنری سازمان تب…
15 أبريل 1994
اول وقت، دکتر [علیرضا] مرندی، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] براى شروع کار واکسیناسیون سراسری فلج اطفال آمد. قطره ضدفلج را در دهان چهار نفر از نوه هایش و بچه هاى آقای اقبالى، [مسئول تیم محافظین] ریختم. خبرنگاران، براى تبلیغ خبر تهیه کرد…
14 أبريل 1994
در منزل بودم. کارها را به منزل آورده بودم؛ انجام دادم. دیشب باران داشتیم. آقاى [محمدرضا] نوری [شاهرودی] ، سفیرمان در لیبى آمد و وضع این کشور را گفت؛ تحریم دارد سخت تر مىشود. خودشان را با تحریم تطبیق داده اند. دینار - پول ملىشان- سقوط کرده ا…
13 أبريل 1994
آقاى [سیدمحمدعلی] ایازى از قم آمد. از تغییر مسئولان دفتر تبلیغات[اسلامی قم] ناراحت بود. گزارش کار مجموعه کلید قرآن و تفسیر راهنما را داد. جوایز تفسیر راهنما را که به مناسبت کتاب اول سال شدن گرفته بود، به ایشان دادم که در بین همکارانشان تقسی…
12 أبريل 1994
مدیران وزارت صنایع آمدند. [آقای محمدرضا نعمتزاده]، وزیر صنایع، گزارش عملکرد برنامه اول را داد؛ خیلى موفق و پُربار است. من هم قدردانى کردم و تأکید بر ادامه سیاست حمایت از صنایع و توسعه استاندارد نمودم. شوراى عالى حفاظت محیط زیست جلسه داشت. د…
11 أبريل 1994
حمله هوایى محدود ناتو به مواضع صرب ها در اطراف گوراژده، به خاطر عدم اعتنای آنها به اخطار سازمان ملل و حمله شیمیایى صرب ها و گوراژده از تحولات مهم بوسنى است. آقایان [غلامحسین] محمدی[گلپایگانی] و [سیدعلیاصغر] حجازى از دفتر رهبرى، به عنوان تبر…
10 أبريل 1994
آقاى سراج[الدین موسوی]، فرمانده سابق کمیته آمد. گزارش اقدامات فرهنگى در دوران مأموریت در پاکستان را داد و براى تکمیل بیمارستان و دانشگاه و... کمک خواست. آقاى نواب آمد. براى مرکز علوم اسلامى قم استمداد کرد. خواستار توضیح بیشتر در مورد کارهاى…
9 أبريل 1994
دکتر ولایتى آمد و گزارش سفر به پنج کشور آفریقایى را داد. گفت آنها خواهان همکارى بیشتر اقتصادی و تسلیحاتى هستند. هر جا که نمایشگاه عرضه کالاهاى ایرانى برقرار شده، استقبال مردم بسیار خوب بوده است. خواستار سفر من به آفریقا شد. تیمسار [منصور] س…
8 أبريل 1994
امروز در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه تاریخ فلسفه گذشت. ظهر بستگان میهمانمان بودند. شب هم آقاى ناصر کمره اى و عباس صفریان آمدند. آقاى کمرهاى، گزارشى از وضع برنامه آموزش معارف دینى در دانشگاه ها داد و آقاى صفریان، گزارش سفر به نیویورک، بر…
7 أبريل 1994
اول وقت با محسن، با هلى کوپترها به روستاى کُلِین در جنوب شهرستان ری و زادگاه مرحوم [شیخ محمد ابن یعقوب] کُلینى ، صاحب کتاب «کافى» رفتیم. کنار قبرستان فرود آمدیم. قبر پدر کُلینى هم در آنجاست. مردم روستاهاى اطراف جمع شده بودند. فاتحه اى بر سر…
6 أبريل 1994
امروز به خاطر جلو افتادن هلال شوال ، [به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع)] تعطیل بود. در خانه بودم. عفت به قم رفت و ساعت دوازده شب برگشت و کلى تعریف داشت. ظهر بچه ها آمدند و عصر رفتند؛ مطابق معمول، کلى ظرف نشسته و شلوغى به جاى گذاشتند. مهدی …
5 أبريل 1994
آقاى [محسن] نوربخش، [معاون اقتصادی رییسجمهور] آمد. در مورد دریافت قسمت هاى جدید وام از بانک جهانى گفت. آمریکا بر آلمان و ژاپن فشار آورده که مخالفت کنند. قرار شد قبلاً به آلمان و ژاپن تذکر بدهیم که حمایت کنند و در صورت اطمینان، پرونده را مطر…
4 أبريل 1994
مقدارى در منزل مطالعه کردم. ساعت نُهونیم صبح به دفترم رسیدم. بعد از انجام کارهاى دفتر، نُهونیم ملاقات ها شروع شد. آقاى سیروس ناصری، نماینده ایران در [مقر اروپایی سازمان ملل در ] ژنو آمد و پیشنهاد یک مقام آمریکایى را براى شروع مذاکره ایران و…
3 أبريل 1994
از ساعت نُهونیم صبح تا پنجونیم بعد از ظهر، کارهاى دفتر را انجام دادم. دکتر [محمدحسین] عادلى، [رییسکل بانک مرکزی] آمد. گزارش مذاکرات دربارة معوقه هاى چندکشور و گزارش سفر به بحرین و تصمیمات همکارى پولى را داد. از آقای [مرتضی] محمدخان، [وزیر ا…
2 أبريل 1994
امروز [سیزده بدر] هم مثل دیروز گذشت؛ با این تفاوت که دو ساعتى در دریاچه، به راندن قایق پدالی پرداختم. چند نفر از بچه ها هم با من بودند و آخر کار قایق دوم را هم که فرمانش خراب شده بود، یدک مى کشیدیم. ورزش خوبى است. خیلى خسته شدم و از خواب قی…
1 أبريل 1994
ساعت نه صبح با محافظان به سد لتیان رفتیم. یاسر هم بعداً رسید. مهدی و فائزه و همشیره فاطمه و [فرزندش] مسعود و محمد اخوىزاده و علیرضا توکلى با خانواده ها هم ظهر آمدند. هوا معتدل بود. نم نم باران هم در عصر و شب داشتیم. بیشتر به استراحت و قدم ز…
31 مارس 1994
امروز در خانه بودم. تا ظهر در زیرزمین، قفسه هاى کتابخانه را تنظیم مى کردم. کتاب هایى که از مدت ها پیش در کارتن ها بود، به قفسه ها منتقل کردم. عصر به استراحت و مطالعه گذشت. شب فائزه و بچه هاى مرحوم [حاج قاسم] اخوى آمدند. متأسفانه باز هم در ف…
30 مارس 1994
دکتر [حسن]روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی]، به دعوت رییس مجلس سوریه، عازم آن کشور است. دربارة مسایل احتمالىِ مورد مذاکره مشورت کرد. روابط دو جانبه، مسایل اعراب و فلسطین و لبنان و ترکیه و دربارة مسایل حج و سعودی ها و راه هاى حل مشکل روابط…
29 مارس 1994
حال یاسر بهتر بود؛ به آقاجلال گفتم مواظبت کند. ساعت نُه صبح به دفتر رفتم. به وزیر بازرگانى گفتم، مواظب باشد کالاهاى ضرورى مردم، بىحساب گران نشود و جلوى گرانى نوشابه را که در روزنامه ها اعلان شده بود، بگیرد. آقاى [مصطفی] پورمحمدی، معاون وزیر…
28 مارس 1994
یاسر سرماخوردگى و تب داشت. به دفترم رفتم. حسین[مرعشی، رییس دفتر رییسجمهور]، براى آوردن اثاثیه اش به کرمان رفته است. عفت دوبار از رفسنجان تلفنی احوالپرسى کرد. مهدی و فرشته به اصفهان و فائزه به شمال رفتند. [آقای سیدمحمد جهرمی]، استاندار فارس …
27 مارس 1994
تا ساعت دهونیم صبح، گزارش ها را خواندم. مهندس [میرحسین] موسوى، [مشاور سیاسی رییسجمهور] براى تبریک عید آمد و توصیه هایى در مورد دانشگاه ها داشت. آقاى [محمد] سعیدیکیا، [قائممقام بنیاد مستضعفان و جانبازان] آمد. گزارشى از کار بنیاد مستضعفان داد
26 مارس 1994
ساعت دهونیم صبح به دفترم رفتم. کار کمى داشتم و وقت ملاقات هم نگذاشته بودند. با مدیران دفتر، ملاقات کوتاهى در حد احوالپرسى و تشویق و قبول پیشنهادشان دربارة کمکردن کارهاى من داشتم. سلمانى براى اصلاح آمد؛ دو هزار تومان، عیدی به او دادم. عصر اع…
25 مارس 1994
موضوع بیماری آقای [بوریس] یلتسین ، رییسجمهور روسیه، در گزارش ها مورد توجه است. پیش از ظهر از نخلستان کیش و مرکز فاضلاب بازدیدکردم. کمى باران بارید. کنار ساحل قدم زدم؛ سرگرم تماشاى ماهى هاى رنگارنگ شدم. بعد از ناهار و نماز به سوى سیرجان پروا…
24 مارس 1994
براى بازدید از تأسیسات ایجاد شده، به جزیره فارور رفتیم. تردید وجود دارد که براى بازپرورى زندانیان مواد مخدر اختصاص یابد، یا براى شیلات و یا براى سیاحت؛ قرار شد دفترم پیگیرى نماید. پرسنل پاسگاه و یک مسئول براى نگهدارى تأسیسات در آنجا بودند. …
23 مارس 1994
با جمعى از همراهان به سمت بندرعباس پرواز کردیم. از فرودگاه بندرعباس برای افتتاح، با هلىکوپتر به محل اسکله جدید معادن و فلزات رفتیم. با کشتى اطراف اسکله گشتیم و توضیحات شنیدیم. این اسکله، با یکصد میلیون دلار هزینه اجرا شده است. سیصد متر پهلو…
22 مارس 1994
بعد از نماز و ورزش و استماع اخبار، در ساحل دریا پیاده روى کردم. صبحانه را دستهجمعى خوردیم. بولتن ها را مطالعه نمودم. محسن آمد. راجع به گران اجرا شدن بعضى از طرح هاى مهم نفت و معادن و فلزات از قبیل پالایشگاه هاى هرمزگان، اراک و سکوى ابوذر و …
21 مارس 1994
دیشب بعد از لحظه تحویل سال، به هر یک از بچه ها هزار تومان عیدی دادم؛ رفتند. اول وقت، چمدان را بستم. با عفت و یاسر به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم. سایر بچه ها هم به موقع رسیدند. ساعت هشت و نیم صبح- به وقت جدید- براى گذراندن تعطیلات و استراحت، به…