امروز [سیزده بدر] هم مثل دیروز گذشت؛ با این تفاوت که دو ساعتى در دریاچه، به راندن قایق پدالی پرداختم. چند نفر از بچه ها هم با من بودند و آخر کار قایق دوم را هم که فرمانش خراب شده بود، یدک مى کشیدیم. ورزش خوبى است. خیلى خسته شدم و از خواب قیلوله،
امروز [سیزده بدر] هم مثل دیروز گذشت؛ با این تفاوت که دو ساعتى در دریاچه، به راندن قایق پدالی پرداختم. چند نفر از بچه ها هم با من بودند و آخر کار قایق دوم را هم که فرمانش خراب شده بود، یدک مى کشیدیم. ورزش خوبى است. خیلى خسته شدم و از خواب قیلوله، براى رفع خستگى استفاده کردم.
بعد از ظهر، عفت و فاطى و سعید و بچه ها که از رفسنجان مراجعت کرده بودند، به ما ملحق شدند و دو سه ساعتى بودند. سپس با هم به تهران برگشتیم؛ چون معمولاً روز سیزده بدر، نزدیک غروب، راه هاى ورودی شهر ترافیک سنگین می شد، زودتر حرکت کردیم. در جنوب سد لتیان، اتومبیل حامل من پنچر شد. قدرى صبر کردیم تا پاسداران چرخ را عوض کردند. ساعت ششوربع به خانه رسیدیم







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام