19 فبراير 1993
در منزل بودم. ظهر بچه ها آمدند. محسن دربارة سانحه فرودگاه گزارشى داد. به نظر مى رسد، به خاطر وضع نامناسب جعبه هاى سیاه هواپیماها، امکان داورى قطعى نباشد. پسر شهید [حاج مهدی] عراقى آمد. از وضع کارگاه ساخت کربن گفت که به جاى کوره آجرپزی پدرش …
18 فبراير 1993
بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، بقیه کارها را انجام دادم. ساعت هشت، جلسه مجلس خبرگان شروع شد و تا ساعت ده و ربع ادامه یافت. اجلاس را ختم کردیم و به ملاقات رهبرى رفتیم. آیت الله مشکینى و آیت الله خامنه اى صحبت کوتاهی کردند. من به دفترم مراجعت ن…
17 فبراير 1993
مجلس خبرگان، جلسه سالیانه داشت. ساعت هفت و نیم صبح، جلسه هیأت رییسه در دفتر من بود. ضمن صرف صبحانه، دستور جلسه تعیین شد. ساعت هشت و نیم صبح جلسه رسمى شروع شد. بیشتر وقت صرف انتخابات هیأت رییسه و کمیسیون ها شد؛ مثل گذشته بود. برخلاف اجلاس ها…
16 فبراير 1993
پیش از ظهر، تمام وقتم را صرف انجام کارهاى عقب مانده پنج روز مسافرت کردم. عصر هم فقط ملاقاتى با وزیر انرژى چین داشتم؛ براى امضاى قرارداد فروش دو واحد نیروگاه هسته اى آمده که به گفته آقاى [رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی]، روى قیمت 999…
15 فبراير 1993
بعد از نماز و صبحانه به پادگان نیروى دریایى سپاه رفتیم. در صبحگاه مشترک سان دیدم. آقاى [ علی] شمخانى، [فرمانده نیروی دریایی]، گزارش داد و من صحبت تشویق آمیز کردم. به سوى گناوه پرواز کردیم. از فضا، مناظر خسارت هاى سیل اخیر در شیراز را دیدیم.…
14 فبراير 1993
بعد از نماز و نوشتن بخشى از خاطرات دیروز و صرف صبحانه، به پایگاه دریایى رفتم و با هلى کوپترهاى نداجا [= نیروی دریایی ارتش]، به سوى دَیّر پرواز کردیم. در اجتماع با شکوه مردم مورد استقبال پرشورشان بودیم. با قربانى هاى زیاد در مسیر و صحبت امام…
13 فبراير 1993
بعد از نماز مقدارى کنار دریا پیاده روى کردم. بعد از صبحانه به فرودگاه رفتیم. بعضى از همراهان منجمله اعضاى دفتر و مهدی و یاسر تأخیر داشتند. ساعت نُه و ربع وارد بوشهر شدیم. باران مى بارید. خانواده هم همراه بودند که بعد از ظهر به تهران برگشتند…
12 فبراير 1993
استماع اخبار و صبحانه و پیاده روى در ساحل انجام شد. سوار قایق عاشورا شدیم. رانندگى را به عهده گرفتم و یک دور اطراف جزیره کیش زدیم. آقاى [محسن] مهرعلیزاده، [مدیرعامل منطقه آزاد کیش] توضیحات مى داد. با آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس …
11 فبراير 1993
چمدانم را براى سفر بستم. با بچه ها [برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن]، به سوى میدان آزادی رفتیم. نزدیک میدان پیاده شدم و چند صد مترى با مردم پیاده روى کردم. مردم از حضورم در میان شان خیلى خوشحال شدند و تا حدودی نظم را مراعات کردند، ولى شدت اح…
10 فبراير 1993
[آقای غلامرضا آقازاده] وزیر نفت آمد. براى سفر به اوکراین و جلسه اوپک نظر خواست و گزارش پیشنهادهای قرار با کمپانى هاى نفتى آمریکا در خلیج فارس براى بازسازى و تأسیس سکوهاى جدید را داد. سفیران و نمایندگان خارجى مقیم ایران براى تبریک دهه فجر آم…
9 فبراير 1993
سفیران هند و کره شمالى براى تقدیم استوارنامه آمدند. آنها را در ساختمان مرمر پذیرفتم. دکتر ولایتى براى مشورت سفر به سوریه و گزارش سفر به کویت و پاکستان براى اکو آمد. دربارة سفر دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، به ترکیه مذاکره شد. قر…
8 فبراير 1993
ساعت هفت و نیم صبح به میهمان سراى سعدآباد رفتم. آقاى موگابه هنوز آماده نبود؛ مقدارى صبر کردیم تا آماده شد. با هم به فرودگاه رفتیم. در راه مذاکرات سودمندی داشتیم. به خاطر فوت همسر و مادرش در ماه هاى اخیر به او تسلیت گفتم. مصاحبه و بدرقه رسمى…
7 فبراير 1993
اول وقت به آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] گفتم، چند هیأت براى رسیدگى و کمک به مناطق سیل زده اعزام کنند. فرستادم والده و همشیره فاطمه را آوردند. فاطى هم براى پذیرایى آمد. اخوى زاده على، گزارشى از وضع توزیع گاز داد. عصر براى ش…
6 فبراير 1993
صبح از والده و همشیره احوال پرسى و خداحافظى کردم. براى استقبال از آقاى [رابرت] موگابه، رییس جمهور زیمبابوه، به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. کمى زودتر از زمان مقرر رسیدند. مراسم و مصاحبه انجام شد. آنها به سعدآباد رفتند و من به دفتر آمدم. گزارش ها…
5 فبراير 1993
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل مطالعه مى کردم. حاجیه والده و همشیره فاطمه آمدند. حال والده بحمدلله خوب است. با هم به سعدآباد رفتیم و با هلى کوپتر براى اقامه نمازجمعه به مرقد امام رفتیم . به مناسبت دهه فجر، نمازجمعه در آنجا برگزار شد. با هم به…
4 فبراير 1993
به مناسبت روز ایثارگران، از خانه به مدرسه شاهد دخترانه طلوع فجر رفتیم. حدود دو ساعت بازدید و مراسم و صحبت ها طول کشید؛ مدرسه خوبى است. قرار شد به کتابخانه و نمازخانه آن کمک کنم. به دفتر آمدم. از ساختمان مرمر که براى تشریفات آماده شده است، ب…
3 فبراير 1993
مدیران تعاونى بسیج رزمندگان آمدند. گزارشى از معاملات پُرسود با عراق، با خرید خرما، سیمان و نفت و فروش نفت به افغانستان دادند و استمداد کردند. اساس نامه را ارایه دادند. آقاى [شیخ محمد] مؤمنى شهمیرزادی، [رییس سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی…
2 فبراير 1993
اول وقت متصدیان بولتن ویژه روحانیت و جریان هاى خودی از وزارت اطلاعات آمدند. گزارش شیوه کار و قلمرو مسئولیت را دادند. وضع بیوت [آیات سیدصادق] شیرازى و [سیدمحمدصادق] روحانى و گروه داود کریمى را که اخیراً بازداشت شده اند، دادند. نصیحت شان کردم…
1 فبراير 1993
[آقای محمدمهدی شجاعی فرد]، نماینده جهرم آمد. با اظهار وفادارى، براى مهار آب هاى جهرم استمداد کرد و خواستار دلجویى از امام جمعه شد. گفت محصول لیموشیرین منطقه، ارزان خریده مى شود. [آقای محسن نریمان]، نماینده بابل آمد. مدعى شد، مجلس چهارم در ا…
31 يناير 1993
ساعت نُه صبح براى کنفرانس مطبوعاتى، به سالن جدیدالاحداث آمفى تأتر در ساختمان نهاد[ریاست جمهوری] رفتم. حدود صد و هشتاد نفر از خبرنگاران داخلى و خارجى آمده بودند. با اینکه ترجمه هم زمان داشتیم، دو ساعت و نیم طول کشید. به همه سئوالات، با حوصله…
30 يناير 1993
مسئولان آموزش کودکان عقب افتاده آمدند. دکتر [غلامعلی] افروز، گزارش خوبى از آمار و مشکلات و راه هاى پیشگیرى و کمک را داد. تشویق شان کردم و وعده کمک دادم. آقاى [احمد] جلالى آمد. پیشنهاد جذب نخبگان ایرانى موجود در خارج، منجمله دکتر[علی] جوان ب…
29 يناير 1993
در خانه بودم. وقت بیشتر به مطالعه و استراحت و دیدار با بستگان گذشت که براى دیدار عفت مى آمدند؛ از سفر عمره برگشته است. آقاى [محسن] رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران]، براى رفع مشکل گرفتن فرآورده نفتى از عراق و دادن به افغانستان که شرکت پیشگا…
28 يناير 1993
هیأت مدیره کنگره [هزاره] شیخ مفید آمدند. آقایان [ابراهیم] امینى، [علی اکبر] مسعودی و [رضا] استادی، گزارش اقدامات جمع آوری، تصحیح و چاپ صد و پنجاه اثر از سیصد اثر و مقالات وارده را دادند و خواستند که شرکت کنم و مقاله بدهم. آقاى مسعودی در مور…
27 يناير 1993
سفیر روسیه براى خداحافظى آمد.آقاى محبى، مسئول [شرکت] میادین میوه و تره بار [شهرداری] تهران آمد. گزارش تأسیس 38 میدان میوه و تره بار فروشى در مناطق تهران و وضع میدان بزرگ جدید و میدان هاى قدیمى و مشکلات آنها را گفت. از [آقای غلامحسین کرباسچی…
26 يناير 1993
صبح جلسه هماهنگى [سازمان همکاری اقتصادی=] اکو را با حضور وزیران و مسئولان ذیربط داشتیم. تصمیماتى در جهت نوع، حدود و شرایط همکارى ها اتخاذ شد. آقاى موحدی، فرمانده نیروى حفاظت سپاه آمد. مشکلات و نیازها، منجمله محل و مرکز کارشان و همچنین مشکلا…
25 يناير 1993
ساعت نُه صبح براى شرکت در مراسم روز پاسدار به قصر فیروزه رفتم. بعد از تشریفات نظامى، آقاى [محسن] رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] خیرمقدم گفت و آقای [صادق] آهنگران، مولودی خوانى نمود و سپس من سخنرانى کردم و به دفتر برگشتم. ظهر همشیره ها، ف…
24 يناير 1993
تا ساعت نُه صبح کارهاى دفتر انجام شد.آقاى [جواد] منصورى، سفیرمان در پاکستان آمد. از آثار مهم سفرم به پاکستان و اثر آن در روابط و بهتر شدن نظر مردم پاکستان به ما و از استحکام دولت نواز شریف و ضعف حزب مردم و خانم [بی نظیر] بوتو و برنامه هاى ع…
23 يناير 1993
آقاى محسن رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] آمد. گزارش سفر به چین و کره شمالى را داد. حرف تازه اى نداشت. براى پیشگامان کمک بیشتر خواست. [آقای شیخ محمد بوکونتا]، رییس فرقه قادریه سنگال و سفیرشان و فرستاده ویژه آقای عبدودیوف، [رییس جمهور سنگا…
22 يناير 1993
در منزل بودم. وقت با مطالعه و استراحت گذشت. عصر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه براى مسایل بنیاد تاریخ آمد. ظهر و شب بچه ها جمع بودند. با محسن دربارة مناقصه هاى مترو صحبت نمودم. اخیراً به جاى خوبى رسیده اند و خیلى هزینه ها را کم کرده اند.
21 يناير 1993
تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. به محافظان و کارکنان موجود، هر نفر پانصد تومان عیدی دادم. به دفتر آیت الله خامنه اى رفتم و در مراسم عید مبعث شرکت کردم. با سخنان کوتاهى تبریک گفتم و آیت الله خامنه اى هم صحبتى متوسط داشتند. به دفترم برگشتم. و…