یلدا، این ایرانِ دختِ بلند‌گیسویِ زیبا و فریبا، میراثِ نیاکانِ ماست

خواندن
2 دقیقه
-دوشنبه 1404/10/01 - 02:44
کد خبر23998
Yalda-night

عبداله عبدی - عبدی مدیا


 

یادگاری که از دلِ شب‌هایِ دور، از میانِ آتش و خاکسترِ تاریخ، به ما رسیده است.

عبداله عبدی - عبدی مدیا


 

یادگاری که از دلِ شب‌هایِ دور، از میانِ آتش و خاکسترِ تاریخ، به ما رسیده است.


 

هرچند ایران‌بانویِ ما خون دلها میخورد، هرچند قامتش زیرِ بارِ رنجِ دوران خموده شده و گیسوانش را بادِ تلخِ زمانه پریشان کرده باشد، اما ما فرزندانِ ایران، این سنتِ دیرینه را، چه در شادی، چه در غم، چون شمعی لرزان اما خاموش‌نشدنی برای دیگر فرزندان و آیندگان، حفظ خواهیم کرد و سینه‌به‌سینه انتقال خواهیم داد.


 

و به آنان خواهیم گفت: اگرچه این سال‌ها دل و دماغی برای خندیدن نداشتیم، اگرچه سفره‌ها شرمنده بود و لبخندها زخمی، اگرچه دل‌هایمان پُر از بغض و شب‌هایمان پُر از خبرهایِ تلخ بود؛ اما یلدا را نگه داشتیم، همچو آخرین سنگرِ بی سکوت.


 

به آنان خواهیم گفت، در شبی که گَرد تاریکی تا استخوانِ زمان نفوذ کرده بود، ما گردِ هم نشستیم، نه از سرِ وفور، که از سرِ وفا. نه برای جشن، که برای جان و جانان.


 

خواهیم گفت؛ در همان شب‌ها که صدایِ خنده کم‌یاب بود، ما قصه گفتیم تا فراموش نکنیم که هنوز انسانیم. فالِ حافظ گرفتیم نه برای آینده، که برای دوام حال و خواجه شیراز در تفالش فرمود:


 

شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد

زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد


 

گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن

که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد


 

ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ

از این فسانه هزاران هزار دارد یاد


 

قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش

ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد


 

که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند

که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد


 

ز حسرت لب شیرین هنوز می‌بینم

که لاله می‌دمد از خون دیده فرهاد


 

مگر که لاله بدانست بی‌وفایی دهر

که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد


 

بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم

مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد


 

نمی‌دهند اجازت مرا به سیر سفر

نسیم باد مصلا و آب رکن آباد


 

قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله چنگ

که بسته‌اند بر ابریشم طرب دل شاد


 

و با خواندن این فال حافظ به نیت فعلش، خواهیم گفت، ای عزیزان دل، ای جگر گوشه هایمان:


 

ما غم‌پروران تاریخ، یلدا را حفظ کردیم تا روزی که شما، در روشناییِ شکفتن، این قصه را بخوانید و اشکِ و غم ما را نه از سرِ اندوه، که از سرِ احترام بر ایران بانوی شکوهمند بر گونه‌تان حس کنید البته ما به نیکی یاد کنید که برایتان مرده نباشیم.



یلدا خواهد ماند، چون ایران خواهد ماند. و ایران خواهد ماند تا وقتی فرزندانش حتی با چشمانی خیس چراغِ شب را خاموش نکنند و به روشنایی طلوع آفتاب آگاهی مومن باشند.


 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام
باید خواند