این عکس با الهه محمدی و نیلوفر حامدی مربوط به روزی است که انجمن روزنامهنگاران استان تهران، مراسم معرفی گزارشهای تاثیرگذار را برگزار کرد. هر دونفرشان جزو برگزیدهها بودند. هر دونفرشان هم اکنون در زندان به سر میبرند. چرا؟ چون به وظیفه حرفهای خودشان عمل کردهاند.
الهه و نیلوفر توانایی و صلاحیت لازم برای تهیه گزارشهای معتبر را داشته و دارند. گزارشهایی که میتواند مردم را از رسانههای غیر رسمی بی نیاز کند و آگاهی لازم را در اختیار مسئولان قرار بدهد تا بفهمند در مملکتشان چه خبر است و چه کاستیهایی و چه مشکلاتی وجود دارد.
در حال حاضر 24 روزنامه نگار و عکاس در بازداشت به سر میبرند. تعداد بسیار زیادی احضار و باز جویی شدهاند و تعداد بیشتری هم با تذکر و تهدید رو به رو شده اند. در حالی که وظیفه روزنامهنگار اطلاعرسانی است و آگاهیبخشی.
اما در همین شرایطی که اهالی رسانه زیر فشار احضار و بازداشت قرار دارند، در مقابل برخی از افراد و رسانهها هر جور دلشان بخواهد حرف میزنند و هر جور دلشان بخواهد رفتار میکنند. نفرت پراکنی میکنند و به فضای دوقطبی دامن میزنند. افسانه سرایی میکنند و با زشتترین و سخفیفترین ادبیات با معترضان سخن میگویند. کسی هم کاری به کارشان ندارد. تازه به صدا و سیما هم دعوت میشوند که دوباره مردود حرف بزنند، جنگ و مرافعه راه بیندازند، بینزاکتی کنند و واژههای تلخ به کار ببرند. یک استاندارد دوگانه برای شهروندان و یک استاندارد دوگانه برای انتشار خبر.
از یک سو برخی رسانهها در انتشار اخبار و وقایع، دست فراخ و باز دارند و از دیگر سو برخی رسانهها نمیتوانند اخبار متقنی را منتشر کنند. این وضعیت به معنای نقص اصول حرفهای روزنامهنگاری است. ضمن آن که این پرسش نیز بوجود میآید؛ چرا هنگامی که سیستم رسمی کشور معتقد به اطلاع رسانی رسمی است، برخی از رسانهها میتوانند فراتر از این نگاه به اطلاع رسانی و انتشار اخبار مختلف از منظر خود روی بیاورند و برخی رسانهها نه؟
جای روزنامنگار زندان نیست. به امید آزادی همه روزنامهنگاران
افشین امیرشاهی






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام