خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:46کد خبر26593

در خانه ماندم. بحث ولایت فقیه را از کتاب «عوائد نراقى» مطالعه کردم. مقدارى هم گزارش ها را خواندم. با [میرحسین موسوى] نخست وزیر درباره رسیدگى به مقررات و وضع اتاق بازرگانى، تلفنى صحبت کردم. آقاى امامى کاشانى گفت، در حساب اتاق بازرگانى پول زیادى

در خانه ماندم. بحث ولایت فقیه را از کتاب «عوائد نراقى» مطالعه کردم. مقدارى هم گزارش ها را خواندم. با [میرحسین موسوى] نخست وزیر درباره رسیدگى به مقررات و وضع اتاق بازرگانى، تلفنى صحبت کردم. آقاى امامى کاشانى گفت، در حساب اتاق بازرگانى پول زیادى خوابیده است. با اجازه امام، مى خواهند براى ساختمان بناى جدید متعلق به مدرسه [عالى] شهید مطهرى بدهند؛ این پول ها را از حق عضویت بازرگانان به دست مى آورند، یا عناوین دیگر. چند نشاى نعنا از باغچه به گلدان منتقل کردم که بشود در داخل ساختمان، استفاده کرد. ظهر آقاى حسین سالارى، مدیر عامل شرکت کشتیرانى مشترک وزارت نفت و دادستانى انقلاب، تلفنى از کم کارى و کارشکنى و بوروکراسى حاکم بر شرکت نفت - که باعث خوابیدن هشت کشتى به خاطر نرسیدن قطعات یدکى شده - شکایت کرد. شب، بچه ها به منزل عموی شان رفتند. تنها بودم. امیر عراقى [فرزند شهید مهدى عراقى]آمد. مقدارى انتقاد تحویل داد؛ از بنیاد مستضعفان و جاهاى دیگر. آقاى [ابوالفضل] توکلى [بینا] سرپرست سازمان حج آمد و گزارشى از وضع سفر حج داد. 

از تبلیغات - که به عهده وزارت ارشاد [اسلامى] و آقاى [محمد] موسوى خوئینى ها [نماینده امام خمینى و سرپرست حجاج ایرانى] است - ناراضى است. حالم امروز خوب نبود؛ کمى تب داشتم؛ پرهیز هم نکردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا