خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 03:22کد خبر27843

اول وقت به مجلس آمدم. در دو سه روز گذشته هم، خلاصه گزارش ها را به خوزستان مى دادند و مى دیدیم. مطلب مهمى ندارد. در جلسه علنى مجلس تا ساعت نه ونیم ماندم و سپس به دفترم آمدم. آقاى عبدالله نورى آمد و در مورد کم کردن پرسنل غیرنظامى ارتش پیشنهاد داشت. سرهنگ

اول وقت به مجلس آمدم. در دو سه روز گذشته هم، خلاصه گزارش ها را به خوزستان مى دادند و مى دیدیم. مطلب مهمى ندارد. در جلسه علنى مجلس تا ساعت نه ونیم ماندم و سپس به دفترم آمدم.

آقاى عبدالله نورى آمد و در مورد کم کردن پرسنل غیرنظامى ارتش پیشنهاد داشت. سرهنگ ترابى آمد و پیشنهادهایى در جهت حمایت از نیروى زمینى ارتش براى انجام عملیات گسترده داد.

ظهر جمعى از علماى اهل سنت از لارستان، بندر لنگه، قشم، بندرعباس و ... آمدند. اظهار وفادارى به انقلاب نمودند و خود را از همکارى با دولت هاى خارجى تبرئه کردند. گفتند کمک هایى که از خارج براى مدارس اهل سنت مى رسد، کمک سنى هاى ایرانى مقیم شیخ نشین ها است و نه از دولت ها. از توسعه مدارس اهل سنت بعد از انقلاب، اظهار رضایت کردند. آنها دو میلیون ریال به جبهه ها کمک کردند.

عصر به جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى نرفتم و گزارش هاى چند روز گذشته را که به علت مسافرت ندیده بودم، خواندم. تلفنى از نخست وزیر خواستم که چهار میلیارد تومان به نیروى زمینى ارتش براى جبران فوق العاده عملیات عقب افتاده و سازمان صنایع نظامى بپردازد. شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا