خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 03:22کد خبر27839

تا ساعت چهار بعد از ظهر در منزل بودم. مطالعه مى کردم و براى سفر به جبهه، چمدان سفر را آماده نمودم. عصر گزارش ها را آوردند. خبر مهمى نداشت. ساعت چهار بعد از ظهر حرکت کردم و نوشتم که همان وصیت سابق معتبر است. مانند دفعه قبل با لباس بسیجى در اتومبیل غیرزرهى به

تا ساعت چهار بعد از ظهر در منزل بودم. مطالعه مى کردم و براى سفر به جبهه، چمدان سفر را آماده نمودم. عصر گزارش ها را آوردند. خبر مهمى نداشت. ساعت چهار بعد از ظهر حرکت کردم و نوشتم که همان وصیت سابق معتبر است.

مانند دفعه قبل با لباس بسیجى در اتومبیل غیرزرهى به ایستگاه رباط کریم رفتیم. حدود ساعت پنج سوار قطار شدیم. واگن مخصوص براى ما آورده بودند. شب را نسبتاً راحت خوابیدم. صبحانه را نزدیک اهواز خوردیم. واگن ما آخرین واگن قطار بود و در عقب بالکنى داشت که قسمتى از وقت را در آن مى نشستیم و صحرا و بیابان را تماشا مى کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا