خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 20:56کد خبر31854

جمعى از خانواده هاى چند شهیدداده آمدند. آقاى [محمدحسن] رحیمیان، [رییس بنیادشهید]، صحبت کوتاهى کرد و من برایشان صحبت طولانى و تسلیت آمیز کردم. استاندار و نمایندگان استان ایلام آمدند. گزارش کارها و طرح ها و نیازها را دادند و براى سرعت اجراى طرح هاى

جمعى از خانواده هاى چند شهیدداده آمدند. آقاى [محمدحسن] رحیمیان، [رییس بنیادشهید]، صحبت کوتاهى کرد و من برایشان صحبت طولانى و تسلیت آمیز کردم. استاندار و نمایندگان استان ایلام آمدند. گزارش کارها و طرح ها و نیازها را دادند و براى سرعت اجراى طرح هاى مهم آب و خاک استمداد کردند.

آقاى [سیدابوالفضل] موسوىتبریزى، دادستان سابق کلکشورآمد. از آقاى [محمد] یزدی، [رییس قوه قضاییه] گله داشت که استعفاى او را به سرعت پذیرفته است. عصر آقاى [محسن] قرائتی، [رییس ستاد اقامه نماز و رییس نهضت سوادآموزی] آمد. گزارش اقدامات براى ترویج نماز را داد و براى رواج نماز جماعت اول وقت در ادارات استمداد کرد و براى کار بیشتر در سوادآموزى کمک خواست.

آقاى [سیدابراهیم] رییسى، [رییس جدید سازمان بازرسی کل کشور] آمد. توضیحاتى دربارة بازرسى کل کشور داد و از من کسب نظر کرد و براى کار بهتر و بیشتر استمداد نمود. گفتم با دقت عمل شود و از تبلیغ و هیاهو خوددارى کنند و مثبت و منفى، با هم در گزارش ها بیاید.

شب براى شرکت در ضیافت خانوادگى خانواده قذافى، به اقامتگاه سعدآباد رفتم. همسر و دو دختر و پسر و بستگانش هستند. از طرف ما هم اعضاى خانواده به جز محسن بودند. احوالپرسى و صحبت هاى معمولى داشتیم. شام خوردیم و عکس یادگارى برداشتند. به خانه مراجعت کردیم.

روحیه خوبى ندارند؛ یک نوع نگرانى عمیق در آنها مشهود است؛ شاید به خاطر تحریم بین المللى و نگرانى از آینده خودشان باشد. از من خواستندکه با کمک مصر، تلاش کنیم که امکان پرواز به کشورهاى اسلامى به لیبى داده شود. عجیب است که خیال مى کنند، ایران چنین قدرت اعمال نفوذى دارد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا