خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 03:17کد خبر27834

اول وقت به مجلس رسیدم. در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم ماندم. مراجعات نمایندگان خیلى زیاد بود. در تنفس براى خانم هاى بسیجى تعلیم نظامى دیده خمین و دانشجویان امامیه پاکستان که مهمان وزارت ارشادند، صحبت کردم. آقایان روحانى و هادى براى پیگیرى معامله

اول وقت به مجلس رسیدم. در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم ماندم. مراجعات نمایندگان خیلى زیاد بود. در تنفس براى خانم هاى بسیجى تعلیم نظامى دیده خمین و دانشجویان امامیه پاکستان که مهمان وزارت ارشادند، صحبت کردم.

آقایان روحانى و هادى براى پیگیرى معامله تسلیحاتى کمک به آزادى گروگان هاى آمریکا در لبنان و تقویت روابط با عربستان و تلاش براى نجات زندانیان مان در عربستان آمدند. آقاى روحانى براى عبور هواپیماهاى جنگی مان از فضاى کویت براى عملیات در خاک عراق اجازه گرفت.

ظهر آقاى کبیرى و آقاى جلالى آمدند. گزارش از وضع کردستان و مشکلات آنجا دادند. عصر آقاى ابراهیمى براى همین منظور آمد. اعضاى انجمن مدیریت آشوری ها آمدند و براى رفع مشکلات شان در زمینه مدارس و تعلم زبان و مراسم معاشرت استمداد کردند. آقاى [ذبیح الله] حاج بخشى از لشکر سیدالشهدا آمد و براى حمایت از حزب الله کمک خواست.

آقاى هدایت [لطفیان] فرمانده قرارگاه حمزه آمد. مشکلات کار کردستان و عدم انسجام مدیریت و عدم توجه کافى سپاه به نیازهاى آنجا و راه حل ها را گفت. قرار شد توجه بیشترى به کردستان بنماییم.

شب سران قوا مهمان من در دفترم بودند. در برنامه اخبار به طور زنده از دفتر شرکت کردم و درباره جنگ به مناسبت هفته جنگ حرف زدم. در جلسه سران راجع به آوردن پزشک براى حضرت امام، براى حصول اطمینان بیشتر بحث شد و همچنین در مورد گرفتن اجازه از امام براى قرض از بانک [مرکزى] براى تأمین کسرى بودجه دولت. دیروقت به منزل رفتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا