خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:54کد خبر26602

صبح زود، براى مسافرت به استان هاى سیستان و بلوچستان و هرمزگان به فرودگاه رفتیم. [آقایان هادى نژادحسینیان، حسن غفورى فرد، هادى منافى] وزراى راه و نیرو و بهدارى، [محمدتقى بانکى وزیر مشاور و] رییس سازمان برنامه و بودجه و معاون نخست وزیر و معاونان

صبح زود، براى مسافرت به استان هاى سیستان و بلوچستان و هرمزگان به فرودگاه رفتیم. [آقایان هادى نژادحسینیان، حسن غفورى فرد، هادى منافى] وزراى راه و نیرو و بهدارى، [محمدتقى بانکى وزیر مشاور و] رییس سازمان برنامه و بودجه و معاون نخست وزیر و معاونان وزارت کشور و کشاورزى و [على فلاحیان] سرپرست کمیته ها و رییس ستاد نیروى هوایى و [سرگرد ترابى] رییس دفتر مشاورت امام و [اسفندیار حسینى] فرمانده نیروى دریایى و گروه خبرنگاران و جمعى از پاسداران و [جلال] ساداتیان [رییس دفترم] و [عباس] عباسى [نماینده میناب] همراهم بودند. با هواپیماى سوخت رسانى و شکارى اف ـ 4 در فضا، نمایش سوختگیرى هواپیماى اف ـ 4 را دادند؛ جالب است. ساعت هشت و نیم به فرودگاه زاهدان رسیدیم؛ استقبال رسمى به عمل آمد.

به پادگان لشکر 88 زرهى زاهدان رفتیم. در مراسم صبحگاه مشترک ارتش و سپاه و ژاندارمرى و کمیته و شهربانى شرکت و سخنرانى کردم.  سپس نیروها رژه رفتند. به اتاق جنگ پادگان رفتم؛ توضیحات خوبى، درباره وضع دفاعى و نظامى خودمان و امکانات پاکستان و افغانستان دادند. به استاندارى رفتیم. ملاقاتى با علماى سنى و شیعه داشتیم. امام جمعه [اهل تشیع] زاهدان آقاى عبادى و مولوى عبدالعزیز [امام جمعه اهل تسنن] خیرمقدم گفتند و من صحبت کردم.  براى ناهار و استراحت به مهمانسراى استاندارى رفتم، به کاخ ولیعهد که به دلیل لوکس بودن و طاغوتى بودن از آن استفاده نمى شد.

ساعت سه و نیم با مسئولان سراسر استان، جلسه داشتیم. مشکلات و نیازهایشان را گفتند و من برایشان صحبت کردم  و به اصطلاح، رهنمود دادم. ساعت چهار و نیم تا غروب، در میدان آزادى، کنار استاندارى، براى مردم، سخنرانى کردم.  بعد از نماز مغرب تا ساعت نه شب، با نهادهاى انقلاب، سپاه، جهاد، دادگاه انقلاب، کمیته ها، حزب جمهورى اسلامى، مولوى عبدالعزیز و جامعه سیستانی هاى مقیم زاهدان، ملاقات و مذاکره داشتم. سپس جلسه اى با شرکت همه مسئولان نهادها و همراهان و استاندار، براى بحث درباره مسایل مهم استان شامل قاچاق، افغان ها، مرزها، اشرار و کیفیت حل مشکلات داشتم. آمار قاچاق بالا است و 250 هزار افغانى در استان هستند و بعضی ها فساد مى کنند. مرزها هم باز است؛ جاده مرزى نداریم و پاسگاه ها کم است. خیلى خسته شدم. قبل از پایان جلسه، رفتم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا