خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:54کد خبر26599

تمام وقت را در خانه بودم. قرار بود، شوراى [عالى] دفاع، جلسه داشته باشد؛ چون ضرورى نبود، لغو کردیم. گزارش هایى جمع شده بود؛ خواندم. معمولاً همه ارگان ها، گزارشى برایم مى فرستند؛ مثلاً سپاه [پاسداران]، وزارت امور خارجه، کمیته ها [انقلاب اسلامى]، وزارت

تمام وقت را در خانه بودم. قرار بود، شوراى [عالى] دفاع، جلسه داشته باشد؛ چون ضرورى نبود، لغو کردیم. گزارش هایى جمع شده بود؛ خواندم. معمولاً همه ارگان ها، گزارشى برایم مى فرستند؛ مثلاً سپاه [پاسداران]، وزارت امور خارجه، کمیته ها [انقلاب اسلامى]، وزارت کشور، [وزارت] بازرگانى، [وزارت] کشاورزى، ارتش و... خواندنى هم هستند. وقت زیادى مى گیرد؛ روى هم رفته، نصف وقتم، صرف خواندن و حواشى این گونه امور مى شود.

شب، به مصاحبه [طاهر] احمدزاده گوش دادم؛ جالب است ، این گونه مصاحبه ها، قدرت عظیم انقلاب را نشان مى دهد. از دفتر نخست وزیر، اطلاع دادند که امروز حدود چهل کشتى از بندر ماهشهر وارد و یا خارج شده است. در خورموسى، هواپیماهاى عراقى حمله کرده اند و دو یدک کش، آسیب مختصرى دیده اند. معمولاً، هنگام ورود یا خروج کاروان هاى کشتى، عراقی ها با موشک یا هواپیما، به آنها در خورموسى حمله مى کنند. ما هم با نیروى هوایى و موشک هاى ضدهوایى، از کاروان ها حفاظت مى کنیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا