صبح زود به دفترم آمدم. کارهای مانده از دیروز را انجام دادم. به جلسه علنی نرفتم. در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. به کار جنگ پرداختم. ظهر آقای فخرالدین حجازی آمد. گله دارد که می خواهند اتاقی را که در مجلس در اختیار دارد، از او بگیرند. نیروی دریایی اطلاع داد
صبح زود به دفترم آمدم. کارهای مانده از دیروز را انجام دادم. به جلسه علنی نرفتم. در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. به کار جنگ پرداختم. ظهر آقای فخرالدین حجازی آمد. گله دارد که می خواهند اتاقی را که در مجلس در اختیار دارد، از او بگیرند.
نیروی دریایی اطلاع داد یک کشتی در خلیج فارس مورد هدف واقع شده است. آقای [حسین] علائی [فرمانده نیروی دریایی سپاه] اطلاع داد در ساعت چهار، موشکی به طرف کویت پرتاب شده، ولی در خور عبدالله سقوط کرده است.
برای انجام کارهای جنگ به جلسه علنی مجلس نرفتم. آقای عبدالله نوری [رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس] آمد. راجع به بودجه و مسائل دیگر مطالبی داشت. عصر اعضای انجمن های اسلامی آمدند. برای آنها درباره اصلاحات در ادارات صحبت کردم .
در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ شرکت کردم. بحث در مورد فراخوان عمومی برای جنگ بود. سپاه درباره امکان آموزش و تدارک و به کارگیری یکهزار و پانصد گردان در مدت 15 ماه گزارش داد؛ پذیرفته شد. ولی بحث بر سر این پیش آمد که با حکم امام، بسیج آغاز شود یا با تبلیغات و اظهارات مسؤولان؟ نظر من بر اول است و آیت الله خامنه ای تردید دارند، در مصلحت بودن صدور حکم امام که آخرین ضربه است. قرار شد از خود امام استفسار شود. برای مقدمه تبلیغات در زمان حضور دبیرکل سازمان ملل در ایران، مصاحبه ای با صدا و سیما انجام دادم . شب به خانه رفتم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام