خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 15:00کد خبر28227

صبح زود به مجلس آمدم. یاسر هم همراه من آمد. دارد مقدمات رفتن به جبهه را فراهم می کند. می خواهد همراه آقای اعرابی - پاسدار سابقمان - برود. در گزارش ها مسأله خلیج فارس در صدر است؛ تجدید حملات عراق به احتمال مقابله به مثل ما و نگرانی از درگیری با آمریکا. تا

صبح زود به مجلس آمدم. یاسر هم همراه من آمد. دارد مقدمات رفتن به جبهه را فراهم می کند. می خواهد همراه آقای اعرابی - پاسدار سابقمان - برود. در گزارش ها مسأله خلیج فارس در صدر است؛ تجدید حملات عراق به احتمال مقابله به مثل ما و نگرانی از درگیری با آمریکا.

تا ساعت ده و ربع در جلسه علنی بودم. به دفترم آمدم. اطلاع رسید که عراق به ذوب آهن اصفهان و چند مرکز نفتی و صنعتی حمله کرده است. قرار شد مقابله به مثل شدید باشد . از نیروی هوایی ما کار چندانی در زدن داخل عراق بر نمی آید. بیشتر با توپخانه می زنیم.

ظهر یکی از منشیان کمیسیون ها از [آقای سید حسین موسویان] مدیر کل ادارات مجلس گله داشت. آقای قدرت علیخانی آمد. از امام جمعه قزوین گله دارد؛ آنها در گذشته با هم بودند و اخیرا ً اختلاف پیدا کرده اند. توصیه به همکاری کردم.

عصر آقای [علیرضا] معیری معاون [سیاسی] نخست وزیر آمد. گزارش سفر به ترکیه، بلغارستان و چکسلواکی را داد. آقای [سعید] رجائی خراسانی [نماینده دائم ایران نزد سازمان ملل] آمد. با سفر رئیس جمهور به سازمان ملل اظهار مخالفت کرد و در مورد مصاحبه های من انتقاداتی داشت و برای سیاست تبلیغاتی در سازمان ملل مشورت کرد.

تا شب در دفترم کار کردم. از سرما خوردگی کمی تب داشتم. احمدآقا درباره درخواست سپاه برای تحویل هلی کوپتر از ارتش و داشتن سهمیه از وابستگان نظامی در سفارتخانه های ما در خارج، تلفنی صحبت کرد. از تاخیر مقابله به مثل در دریا و ضعف آن در خشکی گله داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا