خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مهر ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 23:37کد خبر31104

در خانه بودم. کار زیادى هم براى انجام آورده بودم که ناتمام ماند. پیش از ظهر، آقاى [سید محمد] موسوى خویینى ها آمد. علت استعفایش را از مرکز تحقیقات استراتژیک توضیح داد؛ بیشتر به خاطر گمان عدم تمایل و عدم کمک من است. ضمناً از اینکه دو ماه پس از استعفا،

در خانه بودم. کار زیادى هم براى انجام آورده بودم که ناتمام ماند. پیش از ظهر، آقاى [سید محمد] موسوى خویینى ها آمد. علت استعفایش را از مرکز تحقیقات استراتژیک توضیح داد؛ بیشتر به خاطر گمان عدم تمایل و عدم کمک من است. ضمناً از اینکه دو ماه پس از استعفا، جواب نفى و اثبات از من نرسیده است، گله مند بود و حمل بر بى اعتنایى نمود.

مسأله کلى ترى مطرح کرد که اصولاً به خاطر موضع گیرى رهبرى در انتخابات علیه جناح شان، دیگر مایل به انجام خدمتى رسمى نیست. مدعى است که عنوان «فتنه گرها» را که رهبرى در انتخابات مطرح کردند، بر آنها تطبیق شده و مى گویند اگر فتنه گرند، پس صلاحیت کارکردن را ندارند. نصیحت کردم که به کلى کنار نباشند و این مسایل به تدریج حل مى شود. تذکر دادم که بعد از رحلت امام، حمله ها و اهانت ها و تهمت هاى زیادى از سوى جناح آنها به نظام شده و آنها شروع کننده بودند؛ ولى به هر حال قانع نشد.

همسر شهید مطهرى آمد و براى چاپخانه و تأمین کاغذ کتاب هاى ایشان کمک خواست. عصر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد. با هم بندهایش در تولد پیغمبر(ص) آزاد شده است. قرار شد که کار در بنیاد تاریخ را شروع کند.

ظهر بچه ها میهمان مان بودند. شب اخوى زاده محمد آمد. از آلمان برگشته است؛ براى فرصت مطالعاتى رفته بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا