خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 03:24کد خبر27849

در منزل بودم. بیشتر وقتم با مطالعه گذشت. عصر خبر رسید که عراق به چند مرکز نفتى مثل بیدبلند، بوشهر، اهواز، اسکله آذرپاد و مارون ها و کارخانه کاغذسازى پارس حمله کرده و خساراتى وارد شده و حمله اى که دیشب قرار بود قرارگاه رمضان به مراکز نفتى عراق داشته

در منزل بودم. بیشتر وقتم با مطالعه گذشت. عصر خبر رسید که عراق به چند مرکز نفتى مثل بیدبلند، بوشهر، اهواز، اسکله آذرپاد و مارون ها و کارخانه کاغذسازى پارس حمله کرده و خساراتى وارد شده و حمله اى که دیشب قرار بود قرارگاه رمضان به مراکز نفتى عراق داشته باشد، انجام نیافته است. گویا مانع داشته اند، به تأخیر افتاده است.

شب آقاى مهدیان آمد. در مورد پولى که از میراث [ابوالفضل] تولیت در بانک هاى لندن مانده و به خاطر اختلاف وراث نمى توانند برگردانند - با اینکه پول از وراث نیست و خیریه است - صحبت شد. قرار شد خانم تولیت اقرار کند که از خیریه است، تا براى گرفتن آن کمک کنیم. اقرارنامه ناقص آورده بود. خواستار شرکت من در مراسم دانشگاه امام صادق(ع) بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا