خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 15:23کد خبر28260

اول وقت به مجلس آمدم. از جزیره خارک خبر گرفتم. معلوم شد قسمت اعظم نیروها برگشته اند و چند قایق هم هنوز ناپیدا هستند که برای پیدا کردن آنها مشغول تجسس اند. تا ساعت نه و نیم در جلسه علنی مجلس بودم. به دفترم آمدم. فرماندهان نیروی رزمی سپاه از شمال غرب آمدند.

اول وقت به مجلس آمدم. از جزیره خارک خبر گرفتم. معلوم شد قسمت اعظم نیروها برگشته اند و چند قایق هم هنوز ناپیدا هستند که برای پیدا کردن آنها مشغول تجسس اند.

تا ساعت نه و نیم در جلسه علنی مجلس بودم. به دفترم آمدم. فرماندهان نیروی رزمی سپاه از شمال غرب آمدند. برای زیست زمستان در شمال غرب، امکانات می خواهند که به وزارت سپاه و قرارگاه مهندسی تاکید کردم.

ظهر آقای توسلی زاده نماینده خواف آمد و از مزاحمت افغان های مهاجر در آنجا و روحانیون اهل سنت گله داشت و مسائل زیادی مطرح کرد. آقای رحیمی نماینده پاوه آمد. او از استاندار و فرماندار پاوه گله داشت. و از وضع روحانیون مهاجر کرد عراقی می گفت.

عصر جمعی از خانم های دانشکده تغذیه آمدند. از رئیس دانشگاه الزهراء گله داشتند که می خواهند آنها را بیرون کنند؛ چون به [دانشکده های علوم پزشکی] وزارت بهداشت و درمان مربوط شده اند. اعضای شورای مرکزی "انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها" آمدند. توضیح کار را دادند و مشورت کردند. این تشکل در مقابل "جامعه اسلامی دانشگاهیان" تشکیل شده است.

دکتر [عبدالله[جاسبی آمد. گزارش کار دانشگاه آزاد اسلامی را داد و استمداد کرد. آقای]حسین] کمالی و آقای رحمتی از کمیسیون کار آمدند و از حذف ماده 27 پیشنهادی کمیسیون در مجلس در غیاب من ناراحت بودند.

شب آقای حسنی سعدی آمد و برای آوردن ماشین های سنگین برای جبهه از بندر که مورد مخالفت وزارت راه قرار گرفته، استمداد کرد. به [آقای سعیدی کیا] وزیر راه گفتم سخت گیری نکنند. شب از آقای محسن رضایی خبر گرفتم. گفت تقریباً همه نیروها برگشته اند. آنها مشغول جمع بندی عملیات ناموفق و ناکام هستند. باید تلاش کنیم تا بفهمیم از کجا لو رفتند. مقرر شده نیروهای هوایی سپاه، به تلافی زدن مناطق غیر نظامی دو موشک به بغداد بزنند و مراکز نظامی و اقتصادی را هدف بگیرند. امروز عراق تحرکی نداشته است.

شب جلسه سران قوا در دفتر نخست وزیر بود. بررسی نحوه اطلاع دشمن از عملیات، بیشتر وقت جلسه را گرفت و درباره علاج این وضع و برنامه های آینده مذاکره کردیم. تصمیم بر آن شد که به بغداد موشک بزنیم. آقای [میرحسین موسوی] نخست وزیر تردید داشت و آقای رئیس جمهور و دیگران قاطع بودند. بحث دیگری مطرح شد که آیا باید اصالت را به حفظ ایران به عنوان پایگاه اسلام انقلابی بدهیم و بر این اساس، توجه به مسائل خارج از ایران و از جمله نهضت های آزادیبخش، تحت الشعاع آن قرار گیرد و با دولت ها در پرتو این اصل برخورد کنیم، یا اینکه وضع موجود را ادامه دهیم؛ به جایی نرسیدیم. بحث دیگری مطرح شد که مذاکره را به جز با اسرائیل ممنوع نکنیم و آماده مذاکره، حتی با آمریکا باشیم. قرار شد این بحث را با امام مطرح کنیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا