خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مهر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 03:24کد خبر27846

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. نمازجمعه را اقامه نمودم. در پایان دعا کردم و در دعا براى مرضاى مسلمین، مریض منظور گفتم. چون چنین دعایى از من در نمازجمعه، کم سابقه یا بى سابقه بود، خیلى ها حدس زدند که امام مریضند و مراجعات

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. نمازجمعه را اقامه نمودم. در پایان دعا کردم و در دعا براى مرضاى مسلمین، مریض منظور گفتم. چون چنین دعایى از من در نمازجمعه، کم سابقه یا بى سابقه بود، خیلى ها حدس زدند که امام مریضند و مراجعات تلفنى زیادى داشتیم.

شب اخوى زاده محمد و آقاى توکلى آمدند. در مورد سهام شرکت البرز قم و برنامه آینده آن و اقدامات عمرانى و کشاورزى در آنجا مذاکره شد.

آقاى رحیم صفوى تلفنى از انجام عملیاتى با همکارى طالبانى ها در خاک عراق در جاده دیانا علیه یک مرکز نظامى عراق گفت و براى تخلیه مجروحان، هلى کوپتر خواست. به سرهنگ ترابى گفتم به نیروى زمینى بگوید، پنج هلى کوپتر در اختیار قرارگاه حمزه بگذارند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا