خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آبان ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 04:14کد خبر27463

بعد از نماز صبح تا ساعت ده ونیم در دفترم کار کردم و گزارش ها را خواندم. احکام جدید کارکنان مجلس را امضا کردم. تلفنى با آقایان رییس جمهور و نخست وزیر و احمدآقا درباره چهار وزیر باقی مانده مذاکره کردیم. قرار شد هیأت [حکمیت]، ظهر جلسه داشته باشد. هیأت

بعد از نماز صبح تا ساعت ده ونیم در دفترم کار کردم و گزارش ها را خواندم. احکام جدید کارکنان مجلس را امضا کردم. تلفنى با آقایان رییس جمهور و نخست وزیر و احمدآقا درباره چهار وزیر باقی مانده مذاکره کردیم. قرار شد هیأت [حکمیت]، ظهر جلسه داشته باشد.

هیأت اعزامى از سوى [سران] سه قوه به قزوین براى بررسى اختلافات آقاى [قدرت الله] علیخانى و مردم شال [از توابع قزوین] آمدند. گزارشى که آوردند، بیشتر به نفع آقاى علیخانى بود؛ گرچه پیشنهاد تعویض ایشان را هم به خاطر تندى ها دادند. جمعى از پاسداران محافظ آمدند و من براى آنها صحبت کردم. آقاى [اسدالله] بادامچیان آمد؛ از ترکیب احتمالى کابینه خیلى ناراحت است.

ظهر براى جلسه هیأت حکم به منزل آقاى [موسوى] اردبیلى رفتم. احمدآقا هم آمده بود. بالاخره در مورد بقیه وزرا هم تصمیم گرفتیم و صورت جلسه اى تهیه کردیم و براى رییس جمهور و نخست وزیر فرستادیم. ترکیب جورى است که هر دو طرف را ناراضى نگه مى دارد. نه خواسته هاى نخست وزیر و طرفدارانش به طور کامل تأمین است و نه خواسته هاى رییس جمهور و همفکرانش؛ گرچه بیشتر در جهت خواست نخست وزیر است.

عصر هیأت رییسه مجلس جلسه داشت و اول شب، جمعى از نمایندگان تندرو آمدند و از خبر حضور آقایان [حسین] نیلى، [علیرضا] مرندى و [محمد] غرضى در کابینه اظهار نارضایتى کردند. آنها را نصیحت کردم. شب بعد از انجام کارهاى دفتر به خانه آمدم. آقاى شمخانى اطلاع داد که امروز صبح در غرب دریاچه ام النعاج، تیپ بدر -که متشکل از بسیجى هاى عراقى پناهنده به ایران است - عمل کرده و بیش از پنجاه اسیر از عراقى ها گرفته و پنجاه کیلومتر از عراق و هشت پاسگاه را آزاد کرده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا