خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 12:47کد خبر27063

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل مطالعه مى کردم. آقاى تیمورى، براى تعویض قفسه کتابخانه ام آمد. قفسه ها را خالى کردیم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. باران هم مى بارید. در خطبه دوم، درباره موفقیت نیروهایمان در جنگ و انتقاد از ترکیه و عراق در خصوص

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل مطالعه مى کردم. آقاى تیمورى، براى تعویض قفسه کتابخانه ام آمد. قفسه ها را خالى کردیم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. باران هم مى بارید. در خطبه دوم، درباره موفقیت نیروهایمان در جنگ و انتقاد از ترکیه و عراق در خصوص دخالت مسلحانه ترکیه از شمال عراق علیه کردهاى مخالف صدام، صحبت کردم. عصر، وقتم صرف تنظیم کتابخانه شد؛ خیلى خسته شدم و با خستگى خوابیدم.

امروز، چهار پاتک عراق را در جبهه میمک، سرکوب کرده ایم و مقدارى اسیر گرفته ایم. شب، گزارش ها را از تلویزیون دیدم و با آقاى [محسن] رضایى صحبت کردم؛ راضى است. آقاى سرهنگ [مصطفى] ترابى [از دفتر مشاورت امام در ارتش]، اطلاع داد که به یک کشتى در آب هاى [حریم دریایى] قطر، موشک خورده است. عراق، دیروز یک کشتى نفتکش ما را زده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا