خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 03:50کد خبر27457

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها خبر مهمى نداشتیم. قبل از دستور درباره صحبت هاى دیروز امام صحبت کردم و در نطق هاى پیش از دستور آقاى [مرتضى] رضوى نماینده تبریز به جریان محافظه کار و نظرات فقهى آنها حمله کرد. جلسه کمى متشنج شد، ولى به خیر گذشت.

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها خبر مهمى نداشتیم. قبل از دستور درباره صحبت هاى دیروز امام صحبت کردم و در نطق هاى پیش از دستور آقاى [مرتضى] رضوى نماینده تبریز به جریان محافظه کار و نظرات فقهى آنها حمله کرد. جلسه کمى متشنج شد، ولى به خیر گذشت. تعبیر او تند و زننده بود.

ساعت نه ونیم به دفترم آمدم. آقاى [محسن] رهامى آمد. نظرات نمایندگان طرفدار آقاى میرحسین موسوى را در مورد اعضاى کابینه جدید آورد. آقاى [محسن] کنگرلو آمد و گفت آقاى شفیعى را که در جریان تعقیب باند رشوه همکارى نموده بود، دادستانى کمیته امور صنفى بازداشت کرده است. آقاى [موسوى] اردبیلى در قم بودند. آقاى [موسوى] خوئینى ها [دادستان کل کشور] را در جریان گذاشتم. اما نتوانست آزادش نماید.

ظهر آقاى سید مرتضى برقعى قمى واعظ معروف قدیم قم آمد. منزوى و فقیر شده است. پسرش را هم در آموزش وپرورش تنزل رتبه داده اند. دلجویى و کمک کردم و براى رفع مشکل، قول مساعدت به ایشان دادم.

جمعى از پاسداران استان زنجان آمدند و من براى آنها صحبت کردم. عصر مسئولان انجمن هاى اولیا و مربیان مدارس آمدند. گزارشى دادند و من برایشان صحبت کردم. گروهى از واحد دانش آموزان حزب [جمهورى اسلامى] آمدند. سئوالاتى درباره حزب و مسایل جارى مجلس و حزب و دولت داشتند. بیشتر متمایل به جناح محافظه کار به نظر مى آیند. آقاى سید محمدباقر حکیم آمد. از ضعف کمیته پشتیبانى عراق و ضعف مجلس اعلا و بدى تدارک گله داشتند و پیشنهادى درباره اصلاح و تقویت دادند؛ قرار شد تعقیب نمایم. تا ساعت هشت شب کارها را انجام دادم و سپس به منزل آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا