خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 03:24کد خبر27855

تا ساعت هفت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. هنوز انعکاس ضربه به کرکوک، [در رسانه هاى ارتباطى] خوب به چشم نمى خورد. عراق و منافقان مذبوحانه تکذیب مى کنند. در جلسه علنى، قبل از شروع توضیحى از عملیات براى نمایندگان دادم و قبل از دستور، صحبت تحلیل گونه اى

تا ساعت هفت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. هنوز انعکاس ضربه به کرکوک، [در رسانه هاى ارتباطى] خوب به چشم نمى خورد. عراق و منافقان مذبوحانه تکذیب مى کنند. در جلسه علنى، قبل از شروع توضیحى از عملیات براى نمایندگان دادم و قبل از دستور،

صحبت تحلیل گونه اى داشتم. ساعت ده ونیم به دفترم آمدم.

آقاى محلوجى آمد. گزارش قایق هدایت شونده صنایع الکترونیک شیراز را داد و از عدم هماهنگى سپاه و ارتش و دخالت در کارهاى یکدیگر گفت. آقایان [على] یوسف پور [نماینده اردل] و [مرتضى] رضوى [نماینده تبریز] آمدند و در مورد مراکز اقتصادى و صنعتى عراق توضیح دادند. خواستند نیروى هوایى به مراکز مهم نفتى عراق حمله کنند.

دو نفر از همافران از پایگاه هشتم [شکارى] اصفهان آمدند. از ضعف عمل حفاظت اطلاعات و عقیدتى سیاسى ارتش گفتند. عصر سرهنگ جلالى [وزیر دفاع] آمد و از بمباران کارخانه نظامى اصفهان ناراحت بود.

جمعى از پزشکان آمدند. براى عدم سختگیرى مقصران اعتصاب پزشکان استمداد کردند. گفتم به وزیر بهداشت نامه بنویسند و رادیوهاى بیگانه را محکوم کنند و از اعتصاب عذر بخواهند. سخت شان بود که به وزیر نامه بنویسند. گفتند به من یا نخست وزیر بنویسند.

فارغ التحصیلان دانشکده افسرى آمدند. براى آنها صحبت کردم. دکتر جاسبى آمد و راجع به اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامى صحبت کرد. شب سران قوا، مهمان من در مجلس بودند. درباره مطالب مذاکرات آقاى نخست وزیر که عازم آلمان شرقى و مجارستان است، و همچنین درباره جنگ و زدن مراکز غیر نظامى مشورت شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا