خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 12:37کد خبر27055

تا ساعت هشت صبح در دفتر کار کردم. جلسه علنى مجلس برگزار شد؛ طولانى و کم محتوا بود. ظهر، دکتر [حسن] روحانى، گزارش سفر هیأت بین المجالس را داد؛ حاکى از غربت ما در آنجا است. از کاردارمان در عربستان، به خاطر عدم حسن اداره سفر هیأت به آنجا، گله داشتند.

تا ساعت هشت صبح در دفتر کار کردم. جلسه علنى مجلس برگزار شد؛ طولانى و کم محتوا بود. ظهر، دکتر [حسن] روحانى، گزارش سفر هیأت بین المجالس را داد؛ حاکى از غربت ما در آنجا است. از کاردارمان در عربستان، به خاطر عدم حسن اداره سفر هیأت به آنجا، گله داشتند.

نماینده بهبهان آمد. از امام جمعه [بهبهان] و محافظه کاران گله داشت. [حجت الاسلام عبادى] امام جمعه زاهدان آمد، از ضعف قوه قضاییه در برخورد با جریان هاى شرور شکایت داشت. از اصفهان، پدر چهار شهید آمد؛ روحیه خوبى داشت و گزارشى از وضع کردستان داد. عصر، اخوى محمود [از وزارت امور خارجه] آمد. گزارشى از وضع سوریه و لبنان داد و درباره مسایل آنجا مشورت کرد و از اختلاف سوری ها با حکومت اردن گفت که از ما کمک خواسته اند. آقاى [ابوالقاسم] سرحدى زاده وزیر کار آمد و پیشنهادات و نظراتى در مورد تشویق مسافرت کارگران ایرانى به کشورهاى جنوب خلیج فارس و جذب ارزهاى خارجى و... ارایه داد.

آقاى [ایرج] فاضل وزیر علوم آمد. از ستاد انقلاب فرهنگى و جهاد دانشگاهى و دانشجویان و اساتید حزب اللهى گله داشت؛ اختلاف نظر شدیدى دارند. صحبت از کناره گیرى هم داشت. من راه حل را در جایگزینى شوراى عالى آموزش به جاى ستاد انقلاب فرهنگى مى دانم؛ او هم پذیرفت. درباره سربازى دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامى هم، به ایشان تأکید کردم که براى معافیت آنها کمک کند.

تا ساعت هشت شب، در مجلس کار کردم. به خانه آمدم. آقا شیخ محمد هاشمیان [امام جمعه رفسنجان] مهمان مان بود. از اروپا برگشته است. از بى تفاوتى پیشنماز مسجد هامبورگ آلمان راجع به انقلاب و از شیطنت هاى بعضى از روحانیون مخالف انقلاب در سوریه گله داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا