خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 15:34کد خبر28296

ساعت هفت و نیم صبح آقایان رؤسای دیگر قوا به دفتر آمدند، برای آماده شدن جهت شرکت در سمینار. ساعت هشت و ربع به تالار پارلمان رفتیم و سمینار لبیک با امام شروع بکار کرد. تالار پر بود. هیأت دولت، شورای قضائی و شورای نگهبان، فرماندهان نظامی و ائمه جمعه و

ساعت هفت و نیم صبح آقایان رؤسای دیگر قوا به دفتر آمدند، برای آماده شدن جهت شرکت در سمینار. ساعت هشت و ربع به تالار پارلمان رفتیم و سمینار لبیک با امام شروع بکار کرد. تالار پر بود. هیأت دولت، شورای قضائی و شورای نگهبان، فرماندهان نظامی و ائمه جمعه و نمایندگان مجلس خبرگان حضور داشتند. آیت الله خامنه ای صحبت کوتاهی داشتند و سپس من یک سخنرانی مفصل درباره جنگ و برنامه و اهداف سمینار ایراد کردم . سپس آقای افشار مصوبات شورای عالی پشتیبانی جنگ را توضیح داد و تنفس اعلان شد. در تنفس مراجعات زیادی داشتم. تا ساعت سه بعد از ظهر در دفتر کارم بودم و استراحت کردم.

ساعت سه آقایان خامنه ای و موسوی اردبیلی برای تهیه و اداره جلسه آمدند. سه و نیم به جلسه رفتیم. جلسه به ریاست آقای خامنه ای رسمی شد و آقای محسن رضایی توضیحاتی داد. سپس من جواب سئوالات را تا هنگام نماز و مقداری هم بعد از نماز دادم. سپس آقایان موسوی اردبیلی و نخست وزیر، جواب سئوالات مربوط به خودشان را دادند. آقای خامنه ای جمع بندی کردند. قبلاً آقایان طاهری اصفهانی و حائری شیرازی هم حرف زده بودند .

ساعت هشت شب به دفترم آمدم. کارها را انجام دادم و اخبار را گوش دادم. اعضای سمینار ناهار و شام مهمان مجلس اند. به خانه رفتم. فائزه گفت مادرش مخاط را عمل کرده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا