خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آذر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 09:52کد خبر26683

تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. سپس به جلسه علنى رفتم. کار اساسنامه جهادسازندگى تمام شد و [مهندس موسوى] نخست وزیر لایحه بودجه سال 63 را تقدیم و یک ساعت هم صحبت کرد. بعضى نمایندگان مى خواستند با طرح مسأله وزارتخانه هاى بى سرپرست، سرو صدا راه

تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. سپس به جلسه علنى رفتم. کار اساسنامه جهادسازندگى تمام شد و [مهندس موسوى] نخست وزیر لایحه بودجه سال 63 را تقدیم و یک ساعت هم صحبت کرد. بعضى نمایندگان مى خواستند با طرح مسأله وزارتخانه هاى بى سرپرست، سرو صدا راه بیاندازند؛ نگذاشتم. بعد از تنفس به دفترم رفتم.

آقاى [محمد سلیمى] وزیر دفاع آمد و مطالبى داشت. آقاى [على] قائمى آمد و براى کهکیلویه قاضى مى خواست. زمینى در قم از من براى آقاى بهاءالدینى گرفت. قبل از انقلاب، قطعات فراوان زمین در سالاریه قم داشتیم و قسمت اعظم آنها را به افراد نیازمند، به صورت مجانى داده ام. آقاى [على] موحدى ساوجى آمد و گزارشى از سفر خود به آبادان و خرمشهر داد و از کمبودهاى بازسازى گفت؛ اطلاعات دقیق نبود. رییس دانشکده ادبیات آمد. از اشغال ساختمانى از آنها، توسط آوارگان عراقى گله داشت. یکى از حسابداران مجلس آمد و از بى نظمى وضع مالى مجلس شکایت داشت.

عصر آقاى شیخ الاسلام از وزرات خارجه آمد و گزارشى از سفر خود به کشورهاى عربى و آفریقایى داد؛ مطلب مهمى نداشت. واحد حزب [جمهورى اسلامى] صداوسیما آمدند و گله هایى از مدیریت داشتند و از نقص ها گفتند؛ چند نفرشان اخراج یا جابجا شده اند.

اول شب با آقاى رییس جمهور، جلسه خصوصى داشتیم. درباره جبهه و عملیات آینده و توافق سپاه و ارتش بحث کردیم. مطالب متفرقه و عقب مانده را هم مورد مشورت قرار دادیم. سپس جلسه شوراى مرکزى [جامعه] روحانیت مبارز [تهران] تشکیل شد و درباره کاندیداهاى مجلس آینده، بحث و تبادل نظر به عمل آمد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا