صبح زود به مجلس رفتم و کارهاى دفتر را انجام دادم. گزارش ها را خواندم و ساعت هشت صبح به جلسه علنى رفتم. تمام وقت جلسه را اساسنامه وزارت جهاد [سازندگى] گرفت. در تنفس هم سرى به حیاط مجلس زدم. آقاى [على محمد] بشارتى دستور داده است که به جاى نرده ها دیوار
صبح زود به مجلس رفتم و کارهاى دفتر را انجام دادم. گزارش ها را خواندم و ساعت هشت صبح به جلسه علنى رفتم. تمام وقت جلسه را اساسنامه وزارت جهاد [سازندگى] گرفت. در تنفس هم سرى به حیاط مجلس زدم. آقاى [على محمد] بشارتى دستور داده است که به جاى نرده ها دیوار بکشند؛ بعضی ها مخالفند. گفتم صبر کنند تا هیأت رییسه نظر بدهد.
ظهر آقاى ظهیرنژاد [رییس ستاد مشترک ارتش جمهورى اسلامى] آمد و گله داشت که به قانون تصویب استعفاهاى افسران توسط فرمانده کل قوا عمل نمى کنند و به تصویب وزارت دفاع اکتفا مى نمایند. با رییس جمهور صحبت کردم. نظرشان این بود که مصوبه شوراى انقلاب، در زمان جنگ آن را نسخ کرده است. روشن نبود؛ قرار شد مراجعه نمایند. چند نفر از نمایندگان هم آمدند و مطالبى داشتند. یکى از نوجوانان سیزده ساله از [شهرستان] گرمى آذربایجان که از جبهه برگشته بود، آمد. به او کتاب و پول دادم و گفتم دیگر به جبهه نرود تا به سن مجاز برسد. گاهى دیده مى شود که نوجوانان به نحوى غیرمجاز، خودشان را به جبهه مى رسانند و همین امر باعث تبلیغات منفى دشمنان شده است.
بعد از ظهر به خواندن گزارش ها و کارهاى ادارى پرداختم. شب در مجلس ماندم.
فیلمى که از سفر من به [زادگاهم] نوق توسط فیلمبرداران همراه تهیه شده بود، تماشا کردم؛ جالب است. با تلفن ضمن تماس با مسئولان، کارهایى انجام دادم. آقاى [شیخ یوسف صانعى] دادستان کل کشور در مورد پرونده آقاى صادق طباطبایى تلفنى صحبت کرد. قرار شد، تأکید شود با عدل و انصاف عمل شود.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام