خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آذر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:22کد خبر27900

ساعت هشت ونیم صبح به مجلس رسیدم. جمعى از فرماندهان نیروى دریایى و بسیج آمده بودند. براى آنها مفصلاً سخنرانى کردم. سفیر ترکیه براى خداحافظى آمد. مترجم خوبى نداشتیم. بیشتر صحبت درباره تحسین و تحکیم روابط و جلوگیرى از اخلال مغرضان و مخصوصاً مطبوعات

ساعت هشت ونیم صبح به مجلس رسیدم. جمعى از فرماندهان نیروى دریایى و بسیج آمده بودند. براى آنها مفصلاً سخنرانى کردم. سفیر ترکیه براى خداحافظى آمد. مترجم خوبى نداشتیم. بیشتر صحبت درباره تحسین و تحکیم روابط و جلوگیرى از اخلال مغرضان و مخصوصاً مطبوعات ترکیه و حضور ضد انقلاب ایران بود.

آقاى [ابوالفضل] رهنما سفیرمان در لهستان آمد. از زمینه خوب توسعه روابط گفت و شش هزار دلار بابت خمس درآمدهاى اضافه بر مخارج خودش را داد. هیأت کشور مالى به ریاست [آقاى مودیبو کیتا] وزیر امور خارجه این کشور که در ایران هستند، به ملاقات آمدند. صحبت ها کلى بود و دوستانه.

ظهر آقاى [على اصغر] حجازى معاون وزارت اطلاعات آمد و گزارش حدود کمک به جنگ را داد و درخواست یک میلیون ونیم دلار از اعتبار جنگ براى خرید بى سیم هاى دوربرد نمود؛ موافقت کردم.

آقاى محسن رضایى آمد و براى توجیه فرستادن على - اخوى زاده - براى مذاکره با آمریکایى ها در مورد گروگان هاى لبنان حرف زد که قانع کننده نبود و گفتم اشتباه کرده است. اما از جهتى به ایشان حق دادم، زیرا احساس نیاز به سلاح را بیشتر از دیگران دارد و از طرفى پى برده که فاز اول در آستانه بن بست است و فکر کرده با در صحنه قرار گرفتن برادرزاده من، پیشرفت کار بهتر خواهد بود. جلسه هیأت رییسه مجلس داشتیم و سپس با آقاى رضایى مذاکرات ادامه یافت. برنامه و اهداف و مانور عملیات آینده را توضیح داد.

شب جلسه رؤساى قوا در نخست وزیرى بود. [آقاى على اکبر ولایتى] وزیر خارجه آمد. در مورد سیاست برخورد و درگیرى هاى لبنان بین امل و فلسطینى ها و سیاست رفتار آینده با فرانسه و وجوه احتمالى مانده در بانک هاى سوئیس از طرف [محمدرضا] شاه [پهلوى] و نصیرى [رییس ساواک] و ادامه روند آزادى گروگان ها در لبنان با آمریکایى ها و سفر وزیر خارجه به سوریه براى گرفتن اجازه استفاده از خاک سوریه براى عملیات در خاک عراق و تشویق لیبى براى ارسال موشک و مهمات به ایران تصمیم گیرى شد.

آقاى رى شهرى نوار مصاحبه سیدمهدى هاشمى را آورد. او بریده و اعترافاتى کرده است. شب براى خواب به مجلس آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا