خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آذر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:22کد خبر27898

در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. اول وقت همشیره طیبه و بستگانش آمدند. دخترش را عروس و پسرش را داماد مى کند. از امام تقاضا شده بود که عقد ببندند. همراه آنها خدمت امام رسیدیم و عقدها بسته شد. عفت و من به آنها هدیه دادیم. امام از علت تأخیر عملیات

در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. اول وقت همشیره طیبه و بستگانش آمدند. دخترش را عروس و پسرش را داماد مى کند. از امام تقاضا شده بود که عقد ببندند. همراه آنها خدمت امام رسیدیم و عقدها بسته شد. عفت و من به آنها هدیه دادیم.

امام از علت تأخیر عملیات پرسیدند و درباره لزوم حل مشکل قوه قضایى به خاطر مشکل شورایى بودن مدیریت، صحبت کردیم.

عصر آقاى [فریدون] مهدى نژاد آمد. توصیه کردم که در مذاکره با آمریکایى ها، درباره مسایل سیاسى حرف نزند و درباره جنگ هم چیزى نگوید. اگر آنها حرفى زدند، گوش بدهد. فقط درباره جدول معاوضه گروگان ها با نیازها صحبت شود. در جلسه سران قوا و مشورت با امام، این تصمیم اتخاذ شده است.

عفت و فاطى به خانه احمدآقا رفته اند. گزارش ها را آوردند، خواندم. هنوز رسوایى آمریکا مسأله روز است. عراق امروز به ماهشهر حمله کرده و خسارات زیادى وارد کرده است. ما هم متقابلاً حمله کرده ایم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا