خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آذر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 09:52کد خبر26678

تا ساعت هشت صبح مطالعه مى کردم. خبر مهمى نداشتیم. در جلسه علنى، لایحه وزارت جهاد مطرح بود و استعفاى آقاى [عباس] دوزدوزانى نماینده تبریز که در میان بحث ها مشاجره لفظى و اهانت بین ایشان و آقاى سید حسن موسوى تبریزى [نماینده هشترود] پیش آمد. ظهر آقاى

تا ساعت هشت صبح مطالعه مى کردم. خبر مهمى نداشتیم. در جلسه علنى، لایحه وزارت جهاد مطرح بود و استعفاى آقاى [عباس] دوزدوزانى نماینده تبریز که در میان بحث ها مشاجره لفظى و اهانت بین ایشان و آقاى سید حسن موسوى تبریزى [نماینده هشترود] پیش آمد.

ظهر آقاى [ابوالقاسم] وافى [نماینده تفت] آمد و راجع به کاندیدا شدن از یزد مشورت کرد. آقاى طیبانى از [سازمان] پژوهش هاى علمى و صنعتى آمد. از کمبود امکانات گله داشت.آقاى هادى خامنه اى [نماینده فریمان] آمد و از عدم توجه من و رییس جمهور به ایشان و مخالفت حزب [جمهورى اسلامى] با ایشان گله داشت. داماد خانم بهروزى آمد و از گروه گرایى و احتمال پرونده سازى در اطلاعات نخست وزیرى، مطالبى گفت. جمعى از پزشکان مهمان سمینار [پزشکى] آمدند و مذاکره کردیم؛ ازجمله پروفسور بهلر اتریشى. دکتر [موسى] زرگر خواست که در سمینار پزشکان شرکت کنم؛ پذیرفتم. عصر، ساعت چهار به هتل استقلال - هیلتون سابق - رفتم و براى آنها سخنرانى کردم. شب، گروهى از دوستان بازارى به همراه آقاى عسکراولادى آمدند و از کمى توجه به آنها و ترجیح خط مقابل گله داشتند که توضیحاتى دادم و گفتم ما مخالف اختلافات هستیم. در جلسه روضه ستاد برگزارى نمازجمعه [به مناسبت اربعین حسینى] شرکت کردم و برایشان صحبت نمودم و سپس به خانه آمدم. شام را از همان جلسه برایمان فرستادند. زیاد بود، به پاسداران دادیم؛ پلو فسنجان خوبى بود. آقاى فقیه ایمانى از اصفهان آمد و از دوستان آقاى طاهرى [امام جمعه اصفهان] گله داشت و یکصد و ده هزار تومان، براى کمک به جبهه آورده بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا