بعد از نماز به فرودگاه مهرآباد رفتیم. نمایندگان استان مازندران هم آمده بودند. همگی با یک هواپیمای سی – 130 نظامی به سوی ساری حرکت کردیم، چون فرودگاه ساری مجهز نیست، هواپیمای شاهین نمی توانست بنشیند. به استانداری رفتیم و پس از صرف چای به مرکز سپاه
بعد از نماز به فرودگاه مهرآباد رفتیم. نمایندگان استان مازندران هم آمده بودند. همگی با یک هواپیمای سی – 130 نظامی به سوی ساری حرکت کردیم، چون فرودگاه ساری مجهز نیست، هواپیمای شاهین نمی توانست بنشیند.
به استانداری رفتیم و پس از صرف چای به مرکز سپاه رفتیم. ائمه جمعه و جماعات استان مازندران جمع شده بودند. در مسجد مرکز سپاه پذیرائی به عمل آمد. آقای [نورالله[طبرسی رئیس ستاد پشتیبانی جنگ استان]مازندران] خیر مقدم گفت و من برای حضار مفصل سخنرانی کردم و اوضاع روز و برنامه های جنگ را توضیح دادم .
ساعت یازده صبح با ماشین به سوی گرگان حرکت کردیم در سر راه از شهرهای نکا، بهشهر، گلوگاه و کردکوی گذشتیم. جا به جا مردم در مسیر اجتماع داشتند و ابراز احساسات می کردند. همه مسیر سر سبز و آباد است. از میان مزارع و باغات مرکبات می گذشتیم. ساعت دوازده و نیم وارد گرگان شدیم. با اتومبیل از میان صفوف استقبال کنندگان گذشتیم. به مدرسه امام - که اخیراً آقای [محمد کاظم] نورمفیدی نماینده امام در گرگان ساخته است - رفتیم. طلبه ها استقبال با شکوهی کردند. در ایوان مدرسه که مفروش و مرتب بود، نشستیم. علما و طلاب و شخصیت ها جمع بودند. نماز ظهر و عصر به امامت من خوانده شد. ناهار صرف شد. در مدرس مدرسه استراحت کوتاهی کردم. اخبار را گوش دادم و تلفنی با آقای محسن رضایی تماس گرفتم و اوضاع عملیات نصر 8 را پرسیدم. راضی است و گفت ضدحمله دشمن را به خوبی دفع کرده اند .
ساعت سه با هلی کوپتر به گنبد رفتیم. بیست دقیقه پرواز داشتیم. جمعی از همراهان هم با ماشین رفتند. در استادیوم شهر تعداد سی لشکر بسیجی از گرگان و گنبد و علی آباد مانور داشت. احساسات پرشوری ابراز نمودند. امام جمعه اهل سنت آقای طلائی و امام جمعه شیعه گنبد آقای عمادی خیر مقدم گفتند و مراسم تشریفاتی را اجرا کردند و من برای مردم صحبت کردم .
غروب با هلی کوپتر به گرگان برگشتیم. در مسیر رفت و برگشت، زیر پا اراضی آباد و زراعی مشهود بود. نماز مغرب و عشاء را در مدرسه امام خواندیم و جمعی از طلاب مونث آمدند. برای آنها درباره فضیلت طلبه مونث صحبت کردم . به محل مصلا رفتیم. اجتماع با شکوهی از مردم گرگان بودند. شام را در مدرسه امام صرف کردیم. قرار بود برای خواب به ساری برویم که نرفتیم و شب در مدرسه خوابیدم .







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام