خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 19:35کد خبر26876

تا ساعت هشت ونیم صبح مطالعه مى کردم. سپس به سازمان انرژى اتمى رفتم. قسمتى از تأسیسات آنجا را بازدید کردم. سپس در سمینار کاربرد فیزیک پلاسما، درباره «زنجیرهاى استکبار جهانى براى حرکت ملل عقب افتاده» صحبت کردم. از ساعت ده ونیم به بعد، جلسه شوراى سرپرستى

تا ساعت هشت ونیم صبح مطالعه مى کردم. سپس به سازمان انرژى اتمى رفتم. قسمتى از تأسیسات آنجا را بازدید کردم. سپس در سمینار کاربرد فیزیک پلاسما، درباره «زنجیرهاى استکبار جهانى براى حرکت ملل عقب افتاده» صحبت کردم.

از ساعت ده ونیم به بعد، جلسه شوراى سرپرستى صداوسیما داشتیم. کار زیادى از پیش نرفت. اعضاى شورا، ناهار را مهمان من بودند. خبر رسید که دیشب، عراق یک کشتى حامل آهن را - که از اسپانیا به سمت ایران در حرکت بود - زده و کشتى غرق شده است. آقاى [میرحسین موسوى] نخست وزیر، تلفنى اطلاع دادند و نظرشان این بود که ما در تلافى عجله نکنیم؛ چون جو تندى علیه ما درست کرده اند.

آقاى مجید انصارى [نماینده زرند] و آقاى [علیرضا] یارمحمدى [نماینده بم] آمدند؛ از من کمک مى خواستند که مانع پذیرش استعفاى استاندار کرمان از طرف وزیر کشور بشوم؛ استعفا داده، ولى دوستانش او را منصرف کرده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا