ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رفتم. مسئول کشیک نبود و کار ملاقات خانم ها با خانم بوتو مختل شده بود. گفتم محل خدمت او را تغییر دهند و از آقاى [سیدمحمد] میرمحمدى، [رییس دفتر رییس جمهور] درخصوص عدم ترتیب مناسب برنامه ملاقات خانم ها بازخواست کردم؛ بالاخره انجام
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رفتم. مسئول کشیک نبود و کار ملاقات خانم ها با خانم بوتو مختل شده بود. گفتم محل خدمت او را تغییر دهند و از آقاى [سیدمحمد] میرمحمدى، [رییس دفتر رییس جمهور] درخصوص عدم ترتیب مناسب برنامه ملاقات خانم ها بازخواست کردم؛ بالاخره انجام شد. فاطى، [خانم شیرین خوشنویسان،]همسردکتر ولایتى، [خانم شفیقه رهیده،]همسر دکتر حبیبى و اعظم[هاشمی پور، همسر محسن] رفتند. فاطى از ملاقاتش راضى است. مجموعاً کار روابط عمومى، تشریفات و دفتر در این دیدار، اشکالاتى داشت که تذکر دادم. کارهاى باقی مانده از دیروز را انجام دادم.
آقاى [محمود]اسلامیان، استاندار جدید چهارمحال و بختیارى، براى خداحافظى و مشورت در امور آنجا آمد. آقاى[مسیح] مهاجرى، [مدیر روزنامه جمهوری اسلامی] آمد و درباره نحوة برخورد با اعلامیه تند لیبرال ها پرسید. هیأت امناى دانشگاه شاهد جلسه داشت؛ اساسنامه اصلاح شد. قرار بود با آقاى[مهدی]کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی]، قبل از جلسه مذاکره داشته باشیم که نرسید و عذرش این بود که دو نایب رییس مجلس، غایب بودند.
عصر هیأت دولت جلسه داشت. چند لایحه به تصویب رسید. موضوع سفر خانم بوتو و درخواست پاکستان درخصوص حمایت ایران در صورت حمله نظامى هند به آنها را بررسی کردیم. مشکل تقسیم ماشین آلات مهندسى و قطعات یدکى، با توجه به کمبود و نیاز زیاد نیز بحث شد.
به آقاى[علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات] گفتم مسایل نامه سرگشاده لیبرال ها را به صورت قانونى و بدون افراط بررسى کند. به دفترم برگشتم. تب و لرز به سراغم آمد؛ داروى مُسکّن خوردم. نماز مغرب و عشاء را خواندم و استراحت کردم. دکتر [هادی]منافى براى عیادت آمد. شب در دفترم ماندم. سوپ و دارو خوردم و خوابیدم؛ مثل اینکه بیشتر معلول خستگى است.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام