خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 19:33کد خبر26870

تا ساعت ده صبح در منزل ماندم. قرار بود آقاى[آیت الله] خامنه اى، بعد از زیارت امام به منزل ما بیاید، ولى دیر شد و [ قرارمان را] فسخ کردیم و من به مجلس رفتم. جمعى از خانواده هاى شهدا آمده بودند؛ براى آنها درباره عظمت شهادت و شهید صحبت کردم. کشاورزان

تا ساعت ده صبح در منزل ماندم. قرار بود آقاى[آیت الله] خامنه اى، بعد از زیارت امام به منزل ما بیاید، ولى دیر شد و [ قرارمان را] فسخ کردیم و من به مجلس رفتم. جمعى از خانواده هاى شهدا آمده بودند؛ براى آنها درباره عظمت شهادت و شهید صحبت کردم. کشاورزان نمونه و وزیران جهاد سازندگى و کشاورزى آمدند؛ اظهاراتى کردند و من هم براى آنها صحبت کردم. دو نفر از نمایندگان شیخ سعید شعبان - از طرابلس لبنان - که در کنگره ائمه جمعه و جماعات شرکت کرده اند، آمدند و از سیاست کلى ما درباره لبنان جویا شدند. از سوریه نگران بودند. گفتم، باید مواظب باشند تا درگیرى پیش نیاید.

عصر، دکتر[عبدالله] جاسبى آمد و راجع به دانشگاه آزاد اسلامى، هفته کمک [به دانشگاه]، معافیت [تحصیلى] دانشجوها از سربازى و نیازهاى حزب [جمهورى اسلامى] صحبت کرد. عصر، همچنین در جلسه شوراى مرکزى حزب شرکت کردم. بحث ها درباره انتخابات، تبلیغات، دبیر حزب [جمهورى اسلامى] یزد، کمبود پول و درخواست کمک بود. قرار شد هر عضوى از شورا، فعلاً پنجاه هزار تومان بپردازد.

اول شب، جلسه اى با حضور فرماندهان سپاه و وزیر امور خارجه در دفتر آقاى[آیت الله] خامنه اى داشتیم. فرمانده نیروى هوایى اطلاع داد که یک کشتى کویتى [به نام «بحره»] در خلیج فارس، منفجر شده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا