خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 06:52کد خبر32767

گزارش ها را خواندم. ملاقات من و امیرعبدالله و نیز نشستن مُلاربانى از طالبان در کنار من در مراسم رژه، توجهات زیادی را جلب کرده است. ساعت نه ونیم صبح مصاحبه مطبوعاتى داشتیم. خبرنگاران زیادی شرکت کرده بودند. قبل از شروع سئوالات، نمایندگان مطبوعات، به

گزارش ها را خواندم. ملاقات من و امیرعبدالله و نیز نشستن مُلاربانى از طالبان در کنار من در مراسم رژه، توجهات زیادی را جلب کرده است. ساعت نه ونیم صبح مصاحبه مطبوعاتى داشتیم. خبرنگاران زیادی شرکت کرده بودند. قبل از شروع سئوالات، نمایندگان مطبوعات، به عنوان قدردانى از خدمات دوران مسئولیتم براى بالابردن حیثیت و موفقیت اسلام و مسلمین، لوح سپاسى به من هدیه کردند. به سئوالات فراوان جواب دادم. سئوالات متنوع و جامع و غیرمغرضانه بود. سپس ملاقات کوتاهى با نمایندگان مجموعه رسانه ها داشتم.

چمدان را بستم و به سوى فرودگاه حرکت کردیم. در فرودگاه، مذاکره کوتاهى با آقاى لغارى، [رییس جمهور پاکستان] داشتیم. ایشان به تقاضاى من، نقشه هاى کامل ساختمان سالن اجلاس را آورده بود؛ اگر بخواهیم در ایران بسازیم، در سرعت کار کمک مى کند. از ایشان خواستم که با تروریسم و خشونت هاى فرقه اى برخورد شدید و بازدارنده کنند. ایشان خواست در این موضوع با آنها همکارى کنیم.

ساعت دوازده ظهر به سوى تهران پرواز کردیم. ساعت چهار بعد از ظهر به تهران رسیدیم. در مراسم استقبال، کسى از وزرا و شخصیت ها نبود؛ لابد همگى به خاطر تعطیلات عید در سفر هستند. مصاحبه کوتاهى انجام دادم و به خانه آمدم. دو سه روز خاطرات عقب مانده را نوشتم. صفحات زیادی را پُرکردم. شب، بچه ها و بستگان آمدند. قسمتى از مصاحبه ام با مایک والاس را از تلویزیون را تماشا کردم. باران خوبى هم شروع به باریدن کرده.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا