خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ تیر ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 08:00کد خبر32883

در منزل بودم. وقت با استراحت و مطالعه و دیدار با بستگان گذشت. دربارة آثار اقتصادی، فنى و فرهنگى جاده ابریشم مطالعه کردم. پیش از ظهر [خانم عالیه روحانی]، همسر شهید مطهرى آمد. استمداد کرد براى ماشین و چند نمونه از اشعارى که خودش سروده، خواند؛ بد نیست.

در منزل بودم. وقت با استراحت و مطالعه و دیدار با بستگان گذشت. دربارة آثار اقتصادی، فنى و فرهنگى جاده ابریشم مطالعه کردم. پیش از ظهر [خانم عالیه روحانی]، همسر شهید مطهرى آمد. استمداد کرد براى ماشین و چند نمونه از اشعارى که خودش سروده، خواند؛ بد نیست. خواست که پس از ریاست جمهورى هم مواظب حال خانواده شهید مطهرى باشم. ظهر بچه ها جمع بودند؛ به جز فائزه و بچه هایش.

عصر آقاى موسوى، پدرزن على اخوى زاده و خانواده اش آمدند. با گزارشى از وضع کارخانه هاى خود، مشکلاتى را که از ناحیه گرفتن مابه التفاوت قیمت ارزها و کمبود نقدینگى دارند، توضیح دادند.

شب امیر عراقى، [فرزند شهید مهدی عراقی] آمد. از شهردارى تهران شکایت داشت که دفترش را به خاطر اینکه مجوز کار ادارى برای آنجا نداشته، بسته است؛ مهلت براى اصلاح وضع مى خواهد.گزارشى از پیشرفت کار دانشگاه شهید عراقی در طالقان داد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا