خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 20:48کد خبر26917

تا ساعت شش صبح کار کردم و سپس تا ساعت هشت خوابیدم و بعد تا ساعت نه گزارش ها را خواندم. تازه مهمى نیست. به دنبال زدن کشتى یونانى توسط عراقى ها در خارک، بیشتر نگرانى دنیا از تشدید بحران در خلیج فارس است. جلسه علنى مجلس [شوراى اسلامى] ساعت نه شروع شد.

تا ساعت شش صبح کار کردم و سپس تا ساعت هشت خوابیدم و بعد تا ساعت نه گزارش ها را خواندم. تازه مهمى نیست. به دنبال زدن کشتى یونانى توسط عراقى ها در خارک، بیشتر نگرانى دنیا از تشدید بحران در خلیج فارس است. جلسه علنى مجلس [شوراى اسلامى] ساعت نه شروع شد. قبل از دستور به نمایندگان تذکر دادم، زیاد جمله «مهاجرت بى رویه روستاییان به شهرها» را مطرح نکنند که قبح آن از بین برود و به صورت یک واقعیت پذیرفته شده درآید. دولت و مجلس بهتر است به جاى حرف، با برنامه اى مشکل روستاها را حل نمایند و شغل ایجاد کنند. اعتبارنامه هاى مورد اعتراض، در دستور بود.

ریاست جلسه را به آقاى یزدى سپردم. به دفتر رییس جمهور رفتم. در جلسه شوراى اقتصاد [علاوه بر اعضاى شورا] افراد دیگرى نیز بود[ند]. براى رسیدگى به وضع ارزى و کیفیت برخورد با وضع موجود - با در نظر گرفتن وضع بحرانى خلیج فارس- کمیسیون پیشنهادى داده بود که بر اساس نصف ارز پیش بینى شده در بودجه، تصمیم گیرى و تخصیص ارز شده است. مسلماً ضربه سختى به تحرک اقتصادى و تولید مى خورد و تورم، تشدید مى شود. گفتم، احتمال کم شدن درآمد ارزى، ضعیف است و باید راه هایى پیدا کرد که میزان ارز کم نشود و با بحث هاى طولانى به همین نتیجه رسیدیم. قرار شد، ضمن آمادگى براى شرایط بحرانى، فعلاً [میزان ارز را] کم نکنیم. با کمى تفاوت با وضع گذشته، تصمیماتى اتخاذ شد.

پس از [پایان] جلسه با رییس جمهور و نخست وزیر درباره ضرورت تسریع در تکمیل کابینه و هم درباره وضع جبهه ها و ستاد [مشترک] ارتش صحبت شد.

عصر، گروهى از نمایندگان جدید آمدند؛ از وضع مسکن و حفاظت و کمى اطلاع از وضع سیاسى و [نبود] وسیله نقلیه شکایت داشتند. توضیحاتى دادم و هم تصمیماتى در مورد آنها اتخاذ شد. به سپاه اطلاع دادم که مسئولیت حفاظت را نگه دارد. قبلاً شوراى تأمین تصویب کرده بود که [حفاظت نمایندگان را] به کمیته ها واگذار نماید. نماینده زاهدان هم از امام جمعه و استاندار و کمیته [انقلاب اسلامى] زاهدان، شکایت داشت. افطار به منزل آمدم. دکتر [حسن] روحانى آمد و گزارشى از امکانات لازم براى [جبهه هاى] جنگ داد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا